تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
كردن فراموش نكنى ؛ به درستى كه مرگ موكل است به تو ، و تو نمىدانى كه ناگاه تو را فروگيرد . و گفت : امير المؤمنين على ، رضى اللّه عنه ، فرموده است : شيبك ناعيك . يعنى موى سفيد تو خبر مرگ تو بازمىدهد . و فى الأثر ما من شعرة تبيضّ إلّا قالت لأختها استعدّى فقد قرب الموت . يعنى ، نباشد هيچ موى كه سفيد شود الّا كه گويد به موىهاى ديگر كه سياه است كه كار ساخته باش ، به درستى كه مرگ نزديك رسيد .
فى الشّيب لى واعظة لو كنت متّعظا * و فى التّجارب لى ناهى و مزدجر
و قال الشيخ ، قدّس اللّه روحه : أيّها المسترشد ، لا تنم نوم الغافلين ربّما يأتى عزرائيل و أنت نائم أعاذك اللّه من هذه السّاعة . اى آنكه راه راست مىطلبى ، به خواب غفلت مرو كه باشد كه ناگاه عزراييل ، عليه السلام ، درآيد و تو در خواب غفلت باشى . پناه مىدهم تو را به خداى تعالى . و گفت حديث صحيح است : إنّ العبد ليعالج كرب الموت و سكرات الموت و إنّ مفاصله ليسلّم بعضها على بعض يقول عليك السّلام تفارقنى و أفارقك إلى يوم القيمة . يعنى ، چون بنده در حالت نزع و سكرات مرگ افتد ، اعضاهاى او يكديگر را بدرود كنند و سلام كنند بر يكديگر و گويند : بدرود باش كه از يكديگر جدا خواهيم بود تا روز قيامت . و گفت : چون آدمىزاد را چنين مصيبتى از پيش است كه هر عضوى و فاصله‌اى از وجودى كه امروز بدان مىنازد از يكديگر جدا خواهد افتاد كه باز خاك گردد و هر ذره خاكى از وجود او باد به اطراف برد ، عاقلى نباشد كه امروز بدان مشغول گردد و به ساز و تميز و آرايش آن فريفته شود و از عاقبت آن ياد نياورد و در خواب غفلت نيارامد و غم كار خود نخورد و به لذّات ناپايدار كه موجب حجب و تعذيب است مغرور شود . و قد قال النبى ، صلّى اللّه عليه و على آله : إنّ شدّة سكرات الموت على قدر لذّة الحياة ، فمن أكثر من هذه أكثر له من تلك . گفت : به درستى كه سكرات مرگ به قدر خوشى و لذت و كام و مراد زندگانى است . پس ، هر كس را كه اين مرادات بيشتر باشد ، سختى سكرات مرگ او بيشتر بود . شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : پس ، عاقل از پى لذّتى نرود كه آخر آن مشقّت بود .