تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
تبلوا باللّيل تنامون و بالنّهار تغفلون . السّفر طويل و متى يقطعون ؟ يا أبناء العشرين جدّوا و اجتهدوا . يا أبناء الثلاثين لا عذر لكم . يا أبناء الأربعين و الخمسين زرعا قد دنا حصادكم . يا أبناء الستّين و السبعين ، مهلا من اللّه مهلا . گفت : نباشد هيچ شبى الّا كه منادىكننده‌اى ندا كند از ميان عرش و گويد : اى فرزندان آدم ، خداى عزّ و جلّ شما را سلام مىرساند و مىگويد شما را آرزومند شدم و شما مرا آرزومند نشديد ؛ و ترسانيدم شما را و نترسيديد ؛ و نوحه كردم شما را ، نوحه نكرديد . به شب خوش مىخسبيد و به خواب مىرويد و به روز از من غافل مىشويد ؛ و شما را سفرى دراز از پيش است ، اين راه كى از پيش خواهيد بردن ؟ اى شما كه بيست‌ساله‌ايد ، جدّ و جهد نماييد در راه دين . اى شما كه سىساله‌ايد ، شما را هيچ عذر نمانده . و اى شما كه چهل‌ساله‌ايد و پنجاه‌ساله‌ايد ، كشته‌زار شما را وقت درودن رسيده . و اى شما كه شصت و هفتادساله‌ايد ، درنگ مكنيد و از خداى بازممانيد . قد انقضى أكثر المدّة و ما خصلت للموت عدّة .
وقت سفرست و كا [ ر ] ناساخته‌ايم * وين عمر عزيز جمله درباخته‌ايم دردا و دريغا كه به بازارِ وجود * چيزى نخريديم و زر انداخته‌ايم
اگر تو را معلوم شدى آنچه تو را در پيش است ، حاجت به هيچ وعظ و تذكير نبودى ؛ اما مشكل آن است كه تو در خواب غفلتى ؛ ترسم كه بيدار شوى روز بود . النّاس نيام فإذا ماتوا انتبهوا . بيدارى پيش از مرگ بايد تا سودمندى حاصل آيد ، كه بيدارى بعد از مرگ جز پشيمانى و حسرت حاصلى نبود . اين دم نقد را غنيمت شمار . بيت :
بِل تا به جهان پرىّ و بالى بزنيم * بر دولتِ ناآمده فالى بزنيم زان پيش كه كوسِ رحلت ما بزنند * بر طبلِ اميد خود دوالى بزنيم
و [ بايد ] اين پنج‌روزه عمر عاريتى غنيمت شمرد و جدّ و جهد صادقانه در اين راه بنماييم و از اين عالم فانى توشهء عالم باقى ، كه هرگز آخر آن نيايد ، حاصل كنيم ؛ باشد كه بعد از مرگ ، در حضرت سابقان و صادقان اين راه خجالت و شرمسارى نبريم . بيت :
و أخجلناه من وقوف باب داركم * إذ قال صاحبكم من أنت يا رجل قلت الغريب الّذى ضلّت طريقته * فأرشدونى فقد ضاقت بى الحيل