روى زمين نشيند ، و در عبادت حق تعالى جدّ و جهد نمايد ، و بر تقصيرات خود مىگريد ، و از خلق كناره كند و رضاى خداى جويد ، و در اين باشد تا آن زمان كه مرگ به وى رسد .
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : مرد آن است كه شرائط و اركان راه دين چنان به قدم آورد كه در وقت جان دادن اثر شوق در دل او ظاهر باشد ؛ نه آنكه چون آسيب زخم عزرائيل ، عليه السلام ، به وى رسد ، خامى و نارسيدگى در وى پديد آيد و در خمول ذكر فروشود ؛ و عياذا باللّه ، و آن نشانهء نامحرمى و شقاوت باشد .
و گفت : نيكبخت آن است كه نصيحت نبويّه ، عليه أفضل الصلاة ، كه مىفرمايد : و عدّ نفسك من أصحاب القبور قبول كند و بر سر گور خود و مرگ خود معاينه ببيند و گور خود را زيارت كند ، كه چون در زندگى خود را مرده بيند ، سودى تمام بود و دولتى بىنهايت باشد او را ؛ و اگر در زمان مردگى خود را مرده بيند ، هيچ سودى نخواهد داشت و در حسرت كار فوت شده بماند . تا چنين مرگ تو را حاصل نيايد ، سرّ موتوا قبل أن تموتوا ندانى . نشنفتهاى كه رسول ، صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم ، چه مىفرمايد : قال من أراد أن ينظر إلى ميّت يمشى على وجه الأرض فلينظر إلى أبى بكر الصّديق . گفت : هر كس كه مىخواهد كه بنگرد كه مردهاى در روى زمين مىرود ، گو نظر كن به ابو بكر صدّيق ، رضى اللّه عنه .
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : تا مرد از خود نميرد ، به خداى زنده نشود . و تا مرد در پنداشت وجود خود دم مىزند و به وهم و فكر و تدبير خود دربند است ، او از جملهء ممات بود كه هنوز ذوق حيات نيافته باشد . و ما من صباح و لا مساء إلّا مناد ينادى أيّها النّاس الرحيل الرحيل ! نباشد هيچ بامدادى و نه شبانگاهى الّا كه ندا كند منادىكنندهاى و گويد : اى مردمان ، وقت رفتن است از اين عالم . بيت :
وقت كوچ است رخت بربنديم * حَانَ وقتُ الرَّحيلِ يَا أَحبابُ
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : انس بن مالك ، رضى اللّه عنه ، روايت كند كه رسول ، صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم ، فرمود : ما من ليلة إلّا مناد ينادى من بطنان العرش : يا بنى آدم ، إنّ ربّكم عزّ و جلّ يقربكم السّلام و يقول شوّقناكم فلم تشتاقوا و خوّفناكم فلم تخافوا و نحناكم فلم