تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤

فصل بيست و پنجم در فوت [ و ] خاتمت كار

شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : غرورى كه آدمىزاد را افتاده است كه اول او نقطهء آب است و آخر او مشتى خاك ، و او در ميانهء هر دو ، به پنج روزه عمر فانى ، چنان غافل و مغرور شده است كه گويى او را خبر بازداده‌اند كه هرگز از اين جهان بيرون نمىبايد شد و هميشه جاى اوست . بيت :
يا أهل دار فناء لا مقام بها * إنّ اغترارا بظلّ زائل حمق
و گفت : رسول ، صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم ، فرمود كه راست‌ترين كلمه‌اى كه شعرا گفتند گفتار لبيد است :
ألا كلّ شىء ما خلا اللّه باطل * و كلّ نعيم لا محالة زائل
أوحى اللّه تعالى إلى موسى عليه السّلام اذكره أنّك ساكن القبر فليمنعنّك كثير من الشّهوات . وحى كرد حق تعالى به موسى ، عليه السلام ، و گفت : ياد كن آنكه مسكن تو گور است ، كه اين انديشه بازدارد تو را از بسيار آرزوها . و قال يحض الصّالحين : من أكثر ذكر الموت رضى من القليل . گفت : هر كس كه ياد مرگ بسيار كند راضى شود به اندك از دنيا . و قال النبى ، صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم : أكثروا ذكر هادم اللّذات . گفت : بسيار كنيد ذكر خراب‌كنندهء لذّت‌ها - يعنى مرگ - تا دل در اين عالم ننهيد ، كه هرآينه مرگ آمدنى است و شما آن را از خود بازنتوانيدداشت . ألا ، إنّ ذكر الموت خير مؤدّب . و قال النبى ، صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم : يا بنى آدم ، إن كنتم تعقلون فعدّوا أنفسكم من الموتى . و الّذى نفسى بيده إنّما توعدون لآت و ما أنتم بمعجزين . گفت : اى فرزند آدم ، اگر شما عقل داريد ، نفس‌هاى خويش از مردگان شماريد ؛ كه به آن خداى كه جان محمد به يد قدرت اوست ، كه آنچه شما را وعده كرده‌اند از احوال آخرت آن جمله آمدنى است ، و نيستيد شما كه كسى عاجز كنيد و مرگ از خود بازداريد . و قال : الزّاد قيل الرّحيل . گفت : زاد آخرت پيش از آنكه به آخرت روند بايد كه حاصل كرده باشند ، تا در آن دم ، در پشيمانى و حسرت نمانند . قال الشيخ ، قدّس اللّه روحه : كلّ نفس فهو خاتمة إذ يمكن أن يكون الموت متّصلا به ، فليراقب