تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢

فصل بيست و چهارم در ترك طامات

شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : اگر درويشى صادق سال‌ها در اين راه به رياضات و مجاهدات و به انواع عبادات و طاعات مشغول شود تا يكى از مقامات صادقان و حالات اهل تحقيق بيابد ، جائز نيست كه از آن اسرار كلمه‌اى بر زبان آورد ، زيرا كه آن موجب خرابى كار اوست . و گفت : هر كس از سالكان اين راه كه در اين عهد بگذارند تا عنان سخن رها كند و هذيانى كه مىخواهد بگويد ، گوينده و شنونده هر دو مطرود و مردود و مخذول شوند و هيچ برخوردارى از انفاس منوّرهء اهل حضور و ارباب قلوب نيابند ، و در معرض هلاك باشند تا دانند . و منع و زجر هر كس كه كلمه‌اى در اين معنى و احوال گويد واجب و لازم است و عين شفقت است ، و اگرچه سال‌ها باشد كه در خلوت و عزلت سعى مىكند و اگرچه بيان پسنديده و تقريرى آراسته بكند ؛ قطعا رخصت در شنفتن و مجال دادن نيست كه حرفى و كلمه‌اى در اين باب بگويد ، تا شرّ سخن او به ديگر راهروان و سالكان خاكسار نرسد ، و به سلامت در عبادات و اوراد سعى مىنمايند و سرگردان و گمراه نشوند . و اگر در اين معنى كلمه‌اى گويد كه مايهء او نباشد ، بىشك هلاك او باشد . و من تكلّم عن حال لم يصل إليه حرّمه اللّه الوصول إلى تلك الحالة .

حكايت

شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : درويشى به خدمت زاهد ابو بكر همدانى ، رحمة اللّه عليه ، رفت و فتحى كه از اين كار يافته بود در خدمت زاهد عرضه داشت . زاهد ، رحمة اللّه عليه ، گفت : مبارك است . كارى مىبايد كرد و از اين معنى خاموش مىبايد بود . پس گفت : شىء عظيم بود كه كسى در شبانگاه گوشت خورده باشد ، روز ديگر استخوان آن گوشت از گردن خود بياويزد و به مردم نمايد كه من دوش گوشت خورده‌ام ! هرگز هيچ عاقل اين نكند . و شيخ ، قدّس اللّه روحه ، در معنى اين كلمات كه زاهد فرمود كه هرچه از راه دل و جان درآيد ، كه آن عالم تحقيق است ، به زبان