تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
و گفت : همچنان [ تا ] از شب آثارى باقى بود ممكن نبود كه روز روى نمايد ، همچنين تا پشت به دنيا نكنى ، طمع مدار كه روى به آخرت آورى ؛ و تا صورت خود خراب نكنى ، توقع مدار كه باطن خود آبادان كنى ؛ و تا از خلق دور نشوى ، اميد مدار كه به حق نزديك گردى ؛ و تا از خود غايب نگردى ، چشم مدار كه به خداى حاضر شوى . و گفت : عبادت به عادت نبايد كرد كه تأثير آن به دل نرسد ؛ جسمى باشد بىجان و هيچ منفعت از آن به ظهور نيايد . و قال الشيخ ، قدّس اللّه روحه : إنّ المقصود من العبادة تأثيرها فى القلب ، و إنّما تأكل آثارها بكثرة المواظبة على العبادة حتّى ينقطع من النفس حبّ الدّنيا و يترشّح فيه حبّ اللّه تعالى . و شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : هرچه و هر عبادتى [ تأ ] ثير آن به دل نرسد نقد دل نبود . و در قبر زبان نتوان گفت . و چون زبان كرم و مور و رشميز بخورد ، حديث لا إله إلّا اللّه چون توان گفت اگر در دل نقد اين كلمه نباشد . و فى الحديث : القبر يأكل اللّحم و الشّحم و لا يأكل الإيمان و المعرفة . پس ، حقيقت اين كلمه بايد كه در درون رخت بنهاده باشد تا در گور بتواند دل اين كلمهء توحيد مىگويد . و نقد دل ايمان است كه قرارگاه او در دل است . كما قال اللّه تعالى :
« وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ »
( الحجرات : 14 ) پس ، هر كس كه دوام ايمان خواهد محافظت « 1 » دل بر دوام بايد كرد . و به يقين ببايد دانست كه يافت ايمان در حضور دل است ؛ و غيبت ايمان در نسيان دل است . پس ، اگر دل شناخته‌اى و مىدانى كه دل چيست ، به حسب آنكه تو را با دل قربت است ، نصيبى از ايمان تو را حاصل است . و اگر ندانى كه دل چيست ، به گفتار زبان و عمل جوارح مغرور نبايد شد كه غلام مرده را هيچ قيمت نباشد . و دل آن است كه ملازم حق باشد . و گفت : شيخ جنيد ، رحمة اللّه عليه ، فرموده كه اتفاق چهار هزار پير طريقت است كه نشانهء دولت و سعادت شخص آن است كه هرگاه كه دل خود طلبد ، ملازم حضرت حق تعالى بيند . و اين دولت و سعادت آسان برنمىآيد ، بلكه درد دين
هامش
( 1 ) . در متن : محافظة .