كند ؛ و چون او را نعمت و عطا دهند ، شكر كند . قال اللّه تعالى : « يا بشر ، لو سجدت على الجمر ما أدّيت شكر نعمتى » . حق تعالى مىفرمايد كه اى فرزند آدم ، اگر سجدهء شكر من كنى بر روى آتش ، شكر نعمت من هنوز به جاى نياورده باشى . « 1 »
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : شيخ عطار ، رحمة اللّه عليه ، شرح شكر در اين دو بيت ياد فرموده است ، بيت :
شكر چيست . . . از كل پنداشتن * جزو را ناديده كُل پنداشتن « 2 »
و شيخ شبلى ، رحمة اللّه عليه ، شكر به اين عبارت ياد فرمود :
لو كنت ألف عام فى سجدة لربّى * شكرا لحقّ هذا لم أقضى بالتّمام
العام ألف شهر و الشّهر ألف يوم * و اليوم ألف حين و الحين ألف عام
گر من هزار سال به يك سجده شكر او * باشم هنوز شكر يكى زان بود محال
سالى هزار ماه و ماهى هزار روز * روزى هزار ساعت و ساعت هزار سال
فصل نوزدهم در ورع و تقوا
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : اصل دين ، تقوا و پرهيزكارى است ؛ چندانكه شخص در دين كاملتر بود ، تقوايى بيشتر بود .
و قال : إذا سكن التّقوى فى القلب نزل فيه بركات العلم و طرد رغبة الدّنيا منه . گفت : چون تقوا در دل ساكن شود ، بركات علم در آن نزول كند و رغبت دنيا از دل بيرون برود .
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : فضالهء بن عبيد ، رضى اللّه عنه ، از جمله اصحاب صفّه بود ، گفته است : اگر بدانستمى كه حق تعالى به قدر خردلدانه از من قبول كند ، دوستتر بودى آن را بر من از دنيا و آنچه در آن است ، لانّ اللّه عزّ و جلّ يقول :
« إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ »
لمثقال ذرّة من صاحب التّقوى و اليقين أعظم عند اللّه ممّا طلعت عليه الشّمس .
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : امير المؤمنين عمر ، رضى اللّه عنه ، فرموده است :
ما رأيت عزّا إلّا بالتّقوى لأترك منه مقدار شعرة فأرى ذلّ ذلك فى نفسى . گفت : نديدم عزّت به سبب پرهيزگارى ، كه اگر ترك مىكنم از آن يك سر موى ، مىبينم خوارى آن در نفس خود .
هامش
( 1 ) . حديث قدسى .
( 2 ) . كذا فى الاصل .