شيخ ، قدّس اللّه روحه ، در اثناى فرائد « 1 » كه فرمودى ، اين بيت بسيار خواندى ، بيت « 2 » :
پس از سى سال روشن گشت بر خاقانى اين معنى * كه سلطانيست درويشىّ و درويشيست سلطانى
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : شرف و مرتبت درويشان در حضرت حق ، تعالى و تقدّس ، بيش از آن است كه به زبان وصف آن توان گفت ، زيرا كه ايشان نوّاب حقّاند اندر روى زمين و بقاى عالم ، به بقاى ايشان است .
كما قال النبى ، صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم : الفقراء وكلاء اللّه تعالى فى الأرض ، فمن همّ تهاونا بهم فقد تهاون باللّه تعالى ؛ و من تعاهد فصدهم تكفّل اللّه تعالى له الجنّة . گفت : درويشان نوّاب خداىاند در روى زمين . پس ، هر كس كه قصد كند كه خوارى آورد به ايشان ، به درستى كه خوارى آورده باشد به خداى تعالى . و هر كس كه تعهّد و مراعات ايشان كند ، پايندان « 3 » شد خداى تعالى او را به بهشت درآوردن . و قال النبى ، صلّى اللّه عليه و على آله و سلم : الفقراء ملوك الدّنيا و الآخرة . و قال : سراج الأغنياء فى الدّنيا و الآخرة هم الفقراء .
پس ، شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت ، بيت :
نه آن درويش مىگويم كه رنگِ مفلسى دارد * كه بدبخت جهان بسيار مىخوانند درويشان
فقر همچون كعبه چاراركان نمود * پنجمش جز ذاتِ حق نتوان نمود
جوع و جانبازىّ و ذُلّ و غربتست * چون ازين بگذشت لا بد قربتست
فقر اگرچه محض بىسرمايگيست * با خداوند جهان همسايگيست
شد يقين كان مايهء بىمايگان * هم نگه دارد حق همسايگان
و الفقير الصّادق جار اللّه تعالى ، و من جار اللّه آمن محفوظ « 4 » . فقد قال النبى ، صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم : من سرّه أن تجلس مع اللّه تعالى فليجلس مع أهل الفقر و التصوّف .
هامش
( 1 ) . در متن : فوائد .
( 2 ) . در متن : « لحمد الله كه خاقانى پس از سى سال معلوم » بود كه طبق ديوان خاقانى تصحيح دكتر ضياء الدين سجادى ، چاپ سوم ، 1368 اصلاح شد .
( 3 ) . پذيرفتار ، كفيل ، ضامن ( فرهنگ معين ) .
( 4 ) . در متن : و حار الله من محفوظ .