دل ايشان به ذكر حق تعالى بود . و لا عيش إلّا مع الرّجال قلوبهم تحن إلى التّقوى و ترتاح للذّكر .
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : چون زليخا خود را به يوسف ، عليه السلام ، عرضه كرد و يوسف پناه به تقوا برد و از وى بگريخت ، چون به پادشاهى رسيد ، زليخا او را گفت : يا يوسف ، إنّ الشّهوة صيّرت الملوك عبيدا ، و إنّ الصّبر و التّقى صيّر العبيد ملوكا . به درستى كه شهوت پادشاهان را مىگرداند بندگان همچون من . به درستى كه صبر كردن از شهوت و تقوا نگاه داشتن بندگان را پادشاه مىگرداند همچون تو .
فصل بيستم در فقر
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : فقير آن است كه هيچ چيز ملك او نبود و او مالك هيچ چيز نبود .
و گفت : فقر از آن جمله نيست كه به ميراث برند ؛ بلكه آن عطايى است كه حق تعالى به هر كس كه خواهد دهد :
« ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ »
( حديد : 21 ) .
بيت :
تا تفرقه مىبوَد به هر سوى از تو * بيزار بوَد فقر به صد روى از تو
تا برجايست يك سر موى از تو * كفرست حديث اين سر كوى از تو
و گفت : اى كاج كه چنين آسان فقير توانستى بودن . و أىّ هديّة أجلّ من مقام الفقر . و أىّ بضاعة أعزّ من بضاعة اختارها النّبىّ ، صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم ، و قال اللّهمّ ، أحينى فقيرا و أمتنى فقيرا و احشرنى فى زمرة الفقراء . فقر جوهرى ثمين است و كيميايى عزيز كه جز صاحبدولتان بر سر آن راه نروند . و لقد اكمل اللّه المنة و اعظم المنّة على قلب العبد ، المحبة على الفقراء و الصّالحين .
و من كلامه ، قدّس اللّه روحه : أخلاق الفقراء السّكون عند الفقد و الاضطراب عند الوجود و الأنس بالهموم و الوحشة عند الأفراح .
و من كلام شيخ ، قدّس اللّه روحه :
در كوى خرابات چو درويشى به * شك نيست كه مُلكِ كمى از بيشى به
بيگانگى از مُلكِ جهان سلطانيست * با فاقه و فقر دائما خويشى به