ثابت گردد . و گفت : و هركس كه از بهر حق تعالى روى در پيش صالحان و بزرگان دين بر زمين نهد ، او را در آن هيچ كراهت نباشد ، بلكه او را در دين رفعتى بود ، زيرا كه نيّت در آن ، تواضع بود كه از براى خداى نگاه داشته است ؛ و هر تواضع كه از براى خداى بود رفعت بود در دين . كما قال رسول اللّه ، صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم : من تواضع للّه رفعه اللّه . و روى نهادن از شمار سجود نبود ، زيرا كه سجود آن بود كه پيشانى و بينى بر زمين نهد . پس ، از براى تواضع ، طرف روى از براى خداى پيش كسان خداى بر زمين نهادن و در آستانهء درويشان روى نهادن پسنديده است و موجب حصول مقصود است ، و انكار آن نبايد كرد .
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : سيد احمد كبير ، قدّس اللّه روحه العزيز ، گفته است :
السّجود أربعة : سجود الصّلاة و سجود سهوىّ و سجود التّلاوة و سجود التّواضع الّذى أمر اللّه تعالى ملائكته
فَسَجَدُوا
الملائكة كلهم اجمعون
إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ
» . ( بقره : 34 )
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : تا خاك قدم درويشان نگردند ، از درويشى خبر نيابند . روزى يكى از حكّام به خدمت شيخ آمد . و شيخ ، قدّس اللّه روحه ، هر بار كه روى به او كردى و سخنى خوش با او گفتى ، آن شخص برخاستى و بنشستى . و چون وى برفت ، اين كمينه سؤال كرد از خدمت شيخ در برخاستن و نشستن او .
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : اين از حساب تواضع بود و پسنديده است . و اين حركت اصلى دارد . پس گفت : حق تعالى وحى كرد به موسى ، عليه السلام ، و قال : يا موسى ، إنّى أجاورك . فقام موسى و قعد . گفت : يا موسى ، بهدرستى كه من همنشين توام .
موسى تواضع نمود ، برخاست و بنشست . فقال : يا ربّ ، كيف جاورتنى ؟ فقال : يا موسى ، إذا ذكرتنى أجاورك . گفت : يا ربّ ، چگونه همنشينى كنى با من ؟ گفت : يا موسى ، چون مرا ياد كنى ، من همنشين تو باشم . مقصود آنكه برخاستن و نشستن اصلى دارد و آن از قبيل تواضع و فروتنى بود و پسنديده .
فصل چهاردهم در تحمل
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : سالك اين راه ، هر رنج و بلا و مشقت و زحمت كه از