شما را يك دعاى مستجاب بود ، آن دعا در حقّ پادشاهان و اميران عادل صرف كنيد كه آن دعا در حق خويش و جملهء خلايق صرف كرده باشيد .
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : دعاى رعيّت در حقّ راعى ايشان مؤثر است ، خواه دعاى نيك ، خواه دعاى بد . و آن را اثرى تمام دارد . بيت :
كس چه داند تا دعاى پيرزن * چون بود وقت سحرگه تيرزن
آنچه آهى در سحرگاهى كند * مىندانم رستمى ماهى كند
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : يكى از حكّام ستمگر بوده است كه رعيّت هميشه از جور ظلم او در مشقت بودند . عاقبت در قيد ظلم خود گرفتار شد و در چنبر مرگ اوفتاد ؛ در آن حالت اين رباعى مىگفت :
افسوس كه چرخ بر گزندم بگرفت * توسن بودم به صد كمندم بگرفت
مىسوخت هزار مستمند از ستمم * تا سوز كدام مستمندم بگرفت
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : جائز نيست كه امير ظالم را دعا كنند ، الّا آنك گويند او را : أصلحك اللّه . يا آنكه گويند : وفّقك اللّه للخيرات . يا آنكه گويند : طوّل اللّه عمرك فى طاعته .
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : هر كس كه او را حاكم كردند به امور مسلمانان و در نفس وى ظلم و كبر نبود عدل و شفقت كند به ايشان ، حق آن به جاى آورده باشد .
فصل دوازدهم در كبر و عجب
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : هيچكس كبر ننمايد ، الّا كه حق تعالى او را خوار گرداند . از آن جهت كه كبريايى صفت حق تعالى است . صفت بنده عجز و تواضع و مسكنت است ؛ پس چون تكبّر نمايد ، خشم حق يابد و حق تعالى مىفرمايد : « الكبرياء ردائى و العظمة إزاري . فمن نازعنى واحدا منهما ألقيتها فى النّارى . » از اين اشارت ببايد ترسيد و ايمن نبايد بود تا بلاى دنيا و عذاب باقى نيابد .
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : عيسى ، عليه السلام ، ياران خود را گفت : يا معشر الحواريّين ، كم من سراج قد أطفأته الريح و كم عابد أفسده العجب . اى بسا چراغ كه باد آن را نشانده