چون درد موجود شد ، از طبيب ناگزير است . و حق ، تعالى و تقدّس ، به كمال قدرت خود اوليا و برگزيدگان خود را ، كه اطبّاى طريقاند ، هميشه ، از آثار فضل و كرم و عنايت خود ، گماشته است تا شفاى دل و جان دردمندان و سوختگان اين راه از نظر حياتبخش ايشان حاصل آيد . و شيخ ، قدّس اللّه روحه ، در ابيات اثناى اين نصايح بسيار خواندى . بيت :
پيرِ ره كبريتِ احمر آمدهست * سينهء او بحرِ اخضر آمدهست
راه دورست و پرآفت اى پسر * راهرو را مىببايد راهبر
گر تو بىرهبر فرود آيى به راه * گر همه شيرى فروافتى به چاه
كور هرگز كى تواند رفت راست * بىعصاكش كور را رفتن خطاست
بهرِ تو گر نيست پيرى آشكار * تو طلب كن در مزار اندر مزار
زانكه گر پيرى نمانَد در جهان * نه زمين بر جاى ماند نه مكان
كى جهان بىقطب باشد پايدار * آسيا بر قطب باشد برقرار
گر نماند در جهان قطبِ زمان * كى تواند گشت بىقطب آسمان
پير هم هست اين زمان پنهان شده * تنگخُلقان ديده در خَلقان شده
گر تو را درديست پير آيد پديد * قفل دردت را پديد آيد كليد
فصل هشتم در عنايت حق
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : كار عنايت حق دارد . تا عنايت حق در شأن بنده نباشد ، از وى اين كار نيايد . و تا عنايت حق نباشد ، اين كار از پيش نتوان برد . بيت :
يك ذرّه عنايت تو اى بندهنواز * بهتر ز هزارساله تسبيح و نماز
تا بنده بداند آنكه اندكى عنايت بهتر از بسيارى خدمت . العناية تهدم الجباية ، و العناية توجب الولاية و العناية تورث الهداية . كما قال اللّه تعالى :
« إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى »
( الانبياء : 101 ) . علت نجات خلق اندر كثرت خدمت ننهاد ، بلكه در سبقت عنايت نهاد ، تا بنده بداند كه آزادكردهء فضل و عنايت حق است ، نه آزادكردهء هنر خويش .
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت با جمعى كه گويند « قوموا للّه قانتين » ، ايشان به سر