كه در نسخهء كليات چاپ لكنهو ( ص 498 ) چنين آمده است :
ما زنده بنور كبريائيم * بيگانه و سخت آشنائيم
نفسست چو گرگ ليك در وى * چون يوسف مصر پادشائيم
مه توبه كند ز خويشبينى * گر ما رخ خود به دو نمائيم
درسوزد پروبال خورشيد * چون ما پروبال برگشائيم
اين هيكل آدمست روپوش * ما قبلهء جمله سجدههائيم
آدم منگر ببين در آن دم * تا جانت بلطف برگشائيم
ابليس نظر جدا جدا داشت * پنداشت كه ما ز حق جدائيم
شمس تبريز خود بهانه است * مائيم بلطف و حسن مائيم
با خلق بگو براى روپوش * كو شاه و كريم ما گدائيم
ما را چه ز شاهى و گدائى * شاديم كه شاه را سزائيم
محويم بنور شمس تبريز * ور محو نه او بود نه مائيم
شرح
( 157 ) ص 63 ص 12 :خانهء جسمم چرا سجدهگه خلق شد، اين بيت از غزليست كه در نسخهء كليات چاپ لكنهو ( ص 165 ) چنين آمده است :كار ندارم جزو كارگه كارم اوست * لاف زنم لاف من چونكه خريدارم اوست
طوطى گويا شدم چون شكرستانم اوست * بلبل شيدا شدم چون گل و گلزارم اوست
پر بملك برزنم چون پروبالم ازوست * سر بفلك برزنم چون سر و دستارم اوست