ما گهريم اين جهان همچو زرى در امتحان * بر سر زر بريز زر گر تو نهاى محقرى
شهوت حلق بىنمك شهوت فرج بس سبك * با سگ و خوك مشترك با خر و گاو همسرى
نيست سزاى مهترى نيست هواى سرورى * همت شاه سنجرى قبله گه پيمبرى
عشق و نياز و بندگى هست نشان زندگى * ور طلبى تجليى در نظرى و منظرى
آب حيات جستنى جامه در آب شستنى * بر در دل نشستنى تا بگشايدت درى
در طرب و معاشقه در نظر و معانقه * فرض بود مسابقه بر دل هر مظفرى
نيست روش طرب طران بنگر سوى آسمان * در تكوپوى اختران هريك چون مسخرى
روز نمودشان ببين شام كبودشان ببين * سير نقودشان ببين گرد سراى مهترى
غارت و شارقان حق طالب و عاشقان حق * در تكوپوى و در سبق بىقدمى و بىپرى
جان تقى فرشتهاى جان شقى و رشتهاى * نفس كريم كشتيئى نفس لئيم لنگرى
گر مروى خور نگر شب روى قمر نگر
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى ) — صفحة 278
مساهمون: فريدون بن احمد سپهسالار
ص٢٧٨