تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
ايمان و كفر و شبهه و تعطيل عكس تست * هم جنتى و دوزخ و هم حوض كوثرى اى دل تو كل كونى و بيرون ز هر دو كون * اى جمله چيزهاى تو از چيزها برى اى روت پشت عالم در روى من نگر * تا از رخ مزعفر من زعفران برى طاقت نماند و اين سخنم ماند در دهان * با صد هزار غم كه نهانند چون پرى سى سال در پى تو چو مجنون دويده‌ام * وندر جزيره‌اى كه نه خشكست و نه ترى بس درد هجر يار به پايان نمىرسد * چون بىحدست حسن رخانش به دلبرى
شرح
( 113 ) ص 50 س 10 :سالكان راه را محرم شدم، اين غزل در نسخهء كليات چاپ لكنهو ( ص 549 ) بدين‌گونه آمده است :سالكان راه را محرم شدم * ساكنان قدس را همدم شدم طارمى ديدم برون از شش جهة * خاك گشتم فرش آن طارم شدم گه چو عيسى جملگى گشتم زبان * گه لب خاموش چون مريم شدم