آمد آن ماهى كه چون ابر گران در فرقتش * اشكها چون مشكها بهر لقا مىريختى
دلبرا دل را ببر در آب حيوان غوطه ده * آب حيوانى كز آن بر انبيا مىريختى
انبيا عامى بدندى گرنه از انعام خاص * بر مس هستى ايشان كيميا مىريختى
اين دعا را با دعاى ناكسان مقرون مكن * كز براى ردشان آب دعا مىريختى
كوشش ما را منه پهلوى كوششهاى عام * گر بقاشان مىكشيدى در فنا مىريختى
شمس تبريزى برآ تو از افق چون آفتاب * ساغرى پر كن بده چون تو ضيا مىريختى
شمس تبريزى براى جان مشتاقان خويش * دم بدم در جان جان آب صفا مىريختى
شرح
( 102 ) ص 46 س 14 :كشيد اين دل گريانم بسوى كوى آن يارم، اين غزل در نسخهء كليات چاپ لكنهو نيست .
( 103 ) ص 46 س 4 : ان لله تعالى . . . . . ازين حديث روايت ديگرى هم هست بدينگونه :
« ان للّه تعالى شرابا لاوليائه ، اذا شربوا سكروا و اذا سكروا طربوا و اذا طربوا اطابوا و اذا اطابوا ذابوا و اذا ذابوا خلصوا و