هواى نفس رها كردى و عوض نرسيد * مگو چنين كه بر آن مكرم اين دروغ خطاست
ابيت عند ربى نام آن خراباتست * نشان يطعم و يسقى هم از پيمبر ماست
مدام مست تجليست شمس تبريزى * دو چشم نرگس مستش برين قضيه گواست
شرح
( 76 ) ص 37 س 1 : يطعم و يسقى : اشاره است به اين آيه :« وَ الَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِ »( سورة الشعراء آيهء 79 ) .
( 77 ) ص 37 س 7 : كما قال العارف ، گويا مراد چلبى عارف نوهء جلال الدين محمدست كه ظاهرا منظومهاى به وزن مثنوى داشته و اين اشعار از آنست .
( 78 ) ص 38 س 2نان جو حقا حرامست و فسوس. مثنوى چاپ علاء الدوله ص 526 ص 20 .
( 79 ) ص 37 س 8 :مرغت ز خور و هيضه ماندست درين بيضا، اين دو بيت در نسخهء كليات چاپ لكنهو نيست .
( 80 ) ص 39 س 3 :طاق و ترنب فقر و فنا از گزاف نيست، اين دو بيت از غزليست كه در نسخهء كليات چاپ لكنهو ( ص 303 - 304 ) چنين آمده :آتش پرير گفت نهانى به گوش دود * كز من نمىشكيبد و با من خوشست عود
قدر من او شناسد و شكر من او كند * كاندر فناى خويش بديدست عود سود
سر تا بهپاى عود گره بود بندبند * اندر گشايش عدم آن بندها گشود