سورهء قريش آيهء 3 و 4 .
شرح
( 75 ) ص 36 س 20 :كسى كه شب بخرابات قابقوسينست :از غزليست كه در نسخهء كليات چاپ لكنهو ( ص 175 ) چنين آمده :اگر تو مست لقائى رخ تو ترش چراست * برون شيشه ز حال درون شيشه گواست
پديد باشد مستى ميان صد هشيار * ز رنگ و بوى و ز چشم و فتادن از چپ و راست
على الخصوص شرابى كه اوليا نوشند * كه جوش نوش و قوامش ز خم لطف خداست
كسى كه شب بخرابات قابقوسينست * درون پردهء پرنور او خمار لقاست
طهارتيست ز غم بادهء شراب طهور * در آن دماغ كه باده است باد غم ز كجاست
خم شراب ميان هزار خنب دگر * به كف و تف و به جوش و به غلغله پيداست
چو جوش ديدى ميدان كه آتشيست نهان * خروش ديدى ميدان كه شعلهء سوداست
بدان كه سركهفروشى شراب كى دهدت * كه جرعهاى به دو صد من شكر بنقد بهاست
بهاى باده من المؤمنين انفسهم * هواى نفس بمان گر هوات بيع و شر است