بطريقه جاسوسى آنجا رود ، در باب مناسبات جلال الدين خوارزمشاه و جنگهاى او باعلاء الدين كيقباد در صحراى موش و ياورى ملك اشرف ازو رجوع كنيد به سلجوقنامه از ناصر الدين يحيى بن محمد معروف بابن بىبى چاپ ليدن 1902 ص 154 - 175 و سيرة السلطان جلال الدين منكبرتى بن السلطان محمد بن تكش بن ايل ارسلان بن اتسز بن محمد ابن نوشتكين تاليف محمد بن احمد بن على بن محمد المنشى النسوى چاپ پاريس 1819 ص 205 - 209 و تاريخ جهانگشاى جوينى چاپ اوقاف گيب ج 2 ص 180 - 181 و حبيب السير چاپ بمبئى جزو چهارم از جلد دوم ص 189 و تاريخ گزيده چاپ اوقاف گيب ص 501 - 502
شرح
( 29 ) ص 17 س 15 : ارمويه ؛ مراد همان اروميه است كه نام قديم آن در كتابهاى فارسى اورمى و اورميه است و سپس ارمويه شده چنان كه نسبت به آن را ارموى گفتهاند و سپس اروميه شده است .
( 30 ) ص 17 س 16 - 17 : متغير شده است و عنايات از ما بگردانيد و به مطالبت بسيار ما را به تنگ آورده ؛ مىبايست در اصل چنين بوده باشد : « متغير شده است و عنايات از ما بگردانيده و به مطالبت بسيار ما را ما را به تنگ آورده » .
( 31 ) ص 18 س 17 - 18 : ملك مغيث الدين را كه ملك ارزن الروم بود خواند ، مراد ازين مغيث الدين ملك ارز روم ابو الحارث مغيث - الدين طغرلشاه پسر سوم عز الدين قلج ارسلان و عم علاء الدين كيقبادست كه در 588 پس از مرگ عز الدين قلج ارسلان كه قلمرو او را تقسيم كردند ابلستين و ارز روم و بايبرت را به او دادند و در 597 او را