عزل كرده بودند و پس از آن ارز روم را بار ديگر گرفت و سپس آن شهر را ازو گرفتند و در رهادر 622 درگذشت و چون درين وقايع كه در 626 روى داده است زنده نبوده پيداست كه مؤلف را اشتباهى پيش آمده است و بجز اين مغيث الدين طغرلشاه ديگرى از امراى آن زمان در آن نواحى كه لقب مغيث الدين داشته باشد نيست .
شرح
( 32 ) ص 19 س 12 : عنانريزان ، تركيبيست خاص نويسندهء اين كتاب و پيداست كه از عنان ريختن ساخته شده يعنى درحالىكه عنان اسب را رها كرده و با شتاب بسيار مىرفت .
( 33 ) ص 20 س 6 - 7 : سبع و عشر و ستمائة ، اين وقايع در سال 627 روى داده است پس مىبايست سبع و عشرين و ستمائة باشد .
( 34 ) ص 20 س 12 :توئى ز كون گزيدهء توئى گشايش ديده، از غزليست كه در چاپ لكنهو ( ص 953 ) چنين آمده :هزار جان مقدس هزار گوهر كانى * فداى جاه و جمالت كه مال بخش زمانى
چه روحها كه فزائى چه حلقها كه ربائى * چو ماه عيد نمائى ز پردههاى نهانى
چو در غزا تو بتازى ز بحر گرد برآرى * هزار بحر بجوشد چو قطرهاى بچكانى
توئى بخلق گزيده توئى گشايش ديده * به يك نظر تو ببخشى گشايش دو جهانى