كرده است .
شرح
( 24 ) ص 14 س 20 : آقشهر ارزنجان ، مراد همان آقشهر كنونيست كه شهريست در ناحيهء شرقى تركيهء كنونى نزديك قونيه و ارزنجان .
( 25 ) ص 15 س 7 : وثاق ، اين همان كلمهء تركيست كه امروز اطاق مىنويسند و آن را اتاق و اتاغ و وتاق و وثاق و اوتاق هم نوشتهاند .
( 26 ) ص 16 س 2 :نيم آن شاه كه از تخت بتابوت روم، از غزليست كه در كليات چاپ لكنهو ( ص 542 ) چنين آمده :دل چه خورده است بسى دوش كه من مخمورم * يا نمكدان كه ديدست كه من در شورم
هرچه امروز بريزم شكنم تاوان نيست * هرچه امروز بگويم بكنم معذورم
بوى جان هر نفسى از لب من مىآيد * تا شكايت بكنم جان كه ز جانان دورم
گر نهى تو لب خود بر لب من مست شوى * آزمون كن كه نه كمتر ز مى انگورم
ساقيا آب درانداز مرا تا گردن * زانكه انديشه چو زنبور بود من عورم
شب كه در خواب ازين خرقه برون مىآيم * صبح بيدار شوم باز درو محشورم