شرح
( 18 ) ص 12 س 8 : جلال الدين خوارزمشاه ، اين مطالب را در كتابهاى ديگر بعلاء الدين محمد بن تكش خوارزمشاه پدر جلال الدين منكبرتى كه از 596 تا 617 پادشاهى كرده است نسبت مىدهند .
( 19 ) ص 13 س 12 : اجتماعى عظيم مىكردند بواعث حسد ، گويا در اصل چنين بوده است : اجتماعى عظيم مىكردند و بواعث حسد .
( 20 ) ص 13 س 8 : استشفاع طلب عشق ، چنان مىنمايد كه در اصل « استشفاء طلب و عشق » بوده باشد .
( 21 ) ص 13 س 10 : مملكت و هر كجا ، گويا در اصل « مملكت هر كجا » بوده است .
( 22 ) ص 14 س 17 : ارزنجان ، نام شهريست معروف نزديك آقشهر و قونيه كه امروز در ناحيهء شمال شرقى تركيه است .
( 23 ) ص 14 س 18 : خاتون ملك سعيد فخر الدين ، ظاهرا همسر فخر الدين صاحب عطا على بن حسين امير دادست كه با پروانه معين الدين سليمان در وزارت سلجوقيان روم از 663 تا 684 شركت داشته و در 684 درگذشته و او را در قونيه به خاك سپردهاند و قبر او اينك يكى از بناهاى معروف شهر قونيه است و وى مؤسس سلسلهايست كه بمناسبت لقب او كه صاحب عطا بوده آنها را صاحب عطا اغللرى مىنامند و چهار تن از ايشان تا حدود 750 در قراحصار كه بمناسبت لقب او قراحصار - صاحب ناميدهاند حكمرانى مستقل داشتهاند و نيز ممكنست مراد فخر الدين بهرام شاه بن داود سومين پادشاه سلسلهء بنو منگوجاك يا منگو جاكيان در ارزنجان باشد كه از حدود 550 تا 622 پادشاهى