در تنگناى حبس جدائى توقعم * از آستان حضرتعالى حمايتيست
182 [ اى پيك صبا حال پريچهرهء ما چيست ]
ح
اى پيك صبا حال پريچهرهء ما چيست * وى مرغ سليمان خبر آخر ز سبا چيست
در سلسلهء زلف سراسيمهء ليلى * حال دل مجنون پراكندهء ما چيست
بر خاك رهش سر بنهاديم و ليكن * سلطان خبرش نيست كه احوال گدا چيست
با آنكه طبيب دلريشست بگوئيد * كز درد بمرديم بفرما كه دوا چيست
گر زانكه نرنجيدهاى از ما به خطائى * چين در خم ابروى تو اى ترك ختا چيست
چون دل ز پيت رفت و خطا كرد سزا يافت * دزديده اگر ديده ترا ديد سزا چيست
گر تيغ زنى ور بنوازى به مرادت * داديم رضا تا پس ازين حكم قضا چيست
دى نرگست از عربده مىگفت كه خواجو * كام دل يكتاى تو ز آن زلف دوتا چيست
در حضرت سلطان چمن چون همه بادست * چندين همه آمد شدن پيك صبا چيست
183 [ ز زلفش نافهء تاتار تاريست ]
ح
ز زلفش نافهء تاتار تاريست * كه هر تار از سر زلفش تتاريست
ز شامش صد شكن بر زنگبارست * ولى هر چين ز شامش زنگباريست
از آن دُردانه تا من بر كنارم * كنارم روز و شب دريا كناريست
مرو ساقى كه بىآن لعل ميگون * قدح نوشيدنم امشب خماريست
كسى كز خاك كوى دوست ببريد * برو زو درگذر كو خاكساريست
رسنبازى كنم با سنبلت ليك * پريشانم كه بس آشفته كاريست
قوى جعدت پريشانست و در تاب * ز ريحان خطت گوئى غباريست
هرآنكو برك گلبرك تو دارد * بچشمش هر گلى مانند خاريست
گهى كز خاك خواجو بردمد خار * يقين ميدان كه بازش خار خاريست