تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥

152 [ رخت خورشيد رايات جمالست ]

س
رخت خورشيد رايات جمالست * خطت تفسير آيات كمالست هلال ار زانكه هر مه بدر گردد * چرا پيوسته ابرويت هلالست خيالت به سكه مىآيد به چشمم * اگر خوابم به چشم آيد خيالست چو داند حال او كز تشنگى مرد * كسى كو بر لب آب زلالست بگو اى باغبان با باد شبگير * كه بلبل در قفس بىپرّوبالست نسيم نافه يا بوى عبيرست * شميم روضه يا باد شمالست مقيم ار بنگرى در عالم جان * ميان ليلى و مجنون وصالست اگر در عالم صورت فراقست * بمعنى با تو ما را اتّصالست چرا وصل تو بر خواجو حرامست * نه آخر خون مسكينان حلالست

153 [ حسن تو نهايت جمالست ]

س
حسن تو نهايت جمالست * لطف تو به‌غايت كمالست با زلف تو هركه را سرى هست * سر در قدم تو پايمالست بىروى تو زندگى حرامست * وز دست تو جام مى حلالست بازآى كه بىرخ تو ما را * از صحبت خويشتن ملالست جانم كه تذر و باغ عشقست * زين گونه شكسته پرّوبالست مرغ دل من هوا نگيرد * زان‌رو كه چنين شكسته‌بالست اين نفحهء روضهء بهشتست * يا نكهت گلشن وصالست اين خود چه شمامهء شميمست * وين خود چه شمايل شمالست خواجو بلب تو آرزومند * چون تشنه به شربت زلالست

154 [ خطّت كه كتابهء جمالست ]

س
خطّت كه كتابهء جمالست * سرنامهء نامه كمالست ماهى تو و مشتريت مهرست * شاهى تو و حاجبت هلالست آن خال سياه هندوآسا * هندوچهء گلشن جمالست از مويه تنم بسان مويست * وز ناله دلم به شكل نالست
غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 75 | محمود بن على خواجوى كرمانى / حميد مظهرى