هنوزت خال هندو بتپرستست * هنوزت چشم جادو مست خوابست
هنوزت سنبل مشگين سمن ساست * هنوزت برگ گل سنبل نقابست
هنوزت ماه در عقر مقيمست * هنوزت عقرب اندر اضطرابست
هنوزت گرد گل گرد عبيرست * هنوزت لاله در مشگين حجابست
هنوزت بر مه از شب سايبانست * هنوزت بر گل از سنبل طنابست
هنوزت لب دواى درد دلهاست * هنوزت رخ براى شيخ و شابست
هنوزت ماه در اوج جمالست * هنوزت شب نقاب آفتابست
هنوزت شكّر اندر پرّ طوطيست * هنوزت بر قمر پرّ غرابست
هنوزت در دل خواجو مقامست * هنوزت با دل خواجو عتابست
99 [ آن زمان مهر تو مىجست كه پيمان مىبست ]
ح
آن زمان مهر تو مىجست كه پيمان مىبست * جان من با گره زلف تو در عهد الست
نوعروسان چمن را كه جهانآرايند * با گل روى تو بازار لطافت بشكست
دلم از زلف كژت جان نبرد زانك درو * هندوانند همه كافر خورشيدپرست
چشم مخمور تو گر زانكه ببيند در خواب * هيچ هشيار دگر عيب نگيرد بر مست
خسروانند گدايان لب شيرينت * خسرو آنست كه او را چو تو شيرينى هست
دلم از روى تو چون مىنشكيبد ز آن روى * ببريد از من و در حلقهء زلفت پيوست
دوش گفتم بنشين زانك قيامت برخاست * فتنه برخاست چو آن سرو خرامان بنشست
زادهء خاطر خواجو كه بمعنى بكرست * حيف باشد كه برندش بجهان دست بدست
100 [ رخسار تو شمع كايناتست ]
ح
رخسار تو شمع كايناتست * وز قند تو شور در نباتست
ريحان خط سياه شيرين * پيرامن شكّرت نباتست
خضرست مگر كه سرنوشتش * بر گوشهء چشمهء حياتست
بر عرصه حسن شاه گردون * پيش دو رخ تو شاهماتست
يك قطره ز اشك ما محيطست * يك چشمه ز چشم ما فراتست
عنوان سواد خطّ سبزت * برنامهء نامهء نجاتست