94 [ مسيح روح را مريم حجابست ]
س
مسيح روح را مريم حجابست * بهشت وصل را آدم حجابست
دلا در عاشقى محرم چه جوئى * كه پيش عاشقان محرم حجابست
برو خود همدم خود باش اگرچه * بر صاحبدلان همدم حجابست
مكش جعدش كه پيش روى جانان * شكنج طرّه پرخم حجابست
ز هستى درگذر زيرا كه در عشق * نه هستى شور و مستى هم حجابست
اگر دم دركشى عيسى وقتى * كه در راه مسيحا دم حجابست
به خون در كعبه بايد غسل كردن * كه آب چشمهء زمزم حجابست
بخاتم ملك جم نتوان گرفتن * كه پيش اهل دل خاتم حجابست
ز يم حاصل نگردد گوهر عشق * كه در راه حقيقت يم حجابست
اگر مرد رهى بگذر ز عالم * كه نزد رهروان عالم حجابست
برو خواجو كه پيش روى بلقيس * اگر نيكو ببينى جم حجابست
95 [ دلا جان در ره جانان حجابست ]
ش
دلا جان در ره جانان حجابست * غم دل در جهان جان حجابست
اگر دارى سرى بگذر ز سامان * كه در اين ره سروسامان حجابست
ز هستى هرچه در چشم تو آيد * قلم در نقش آن كش كان حجابست
زلال از مشرب جان نوش چون خضر * كه آب چشمهء حيوان حجابست
عصا بفكن كه موسى را درين راه * چو نيكو بنگرى ثعبان حجابست
بحاجب چون توان محجوب گشتن * كه حاجب بر در سلطان حجابست
به حكمت ملك يونان كى توان يافت * كه حكمت در ره يونان حجابست
بايمان كفر باشد بازماندن * ز ايمان درگذر كايمان حجابست
ترا اى بلبل خوشنغمه با گل * گر از من بشنوى دستان حجابست
ميان عندليب و برگ نسرين * هواى گلبن و بستان حجابست
ز درمان بگذر و با درد مىساز * كه صاحبدرد را درمان حجابست
حديث جان مكن خواجو كه در عشق * ز جان انديشهء جانان حجابست