تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠

96 [ رخش با آب و آتش در نقابست ]

ح
رخش با آب و آتش در نقابست * لبش با آتش اندر عين آبست شكنج طرّه‌اش بر چهره گوئى * كه از شب سايبان بر آفتابست لب شيرين او يا جان شيرين * خط مشكين او يا مشگ نابست عقيقش كآتش او آب لعلست * عذارش كآب او آتش نقابست شكر در اهتمام پرِّ طوطيست * قمر در سايهء پرِّ غرابست ز چشمش فتنه بيدارست و چشمش * چو بختم روز و شب در عين خوابست عقيق اشك من در جام ياقوت * شراب لعل يا لعل مذابست سرانگشت نگارينت نگارا * به خون جان مشتاقان خضابست اگر شورم كنى ور تلخ گوئى * چو طوطى شكّرت شيرين جوابست تن خواجو نگر در مهر رويت * كه چون تار قصب بر ماهتابست

97 [ ياران همه مخمور و قدح پرمى نابست ]

ش
ياران همه مخمور و قدح پرمى نابست * ما جمله جگر تشنه و عالم همه آبست مرغ دل من درشكن زلف دلارام * يا رب چه تذرويست كه در چنگ عقابست چشم من سودازده يا دُرج عقيقست * اشك من دلسوخته يا لعل مذابست ورد سحرم زمزمهء نغمهء چنگست * و آهنگ مناجات من آواز ربابست دور از تو مپندار كه هنگام صبوحم * با اين جگر سوخته حاجت به كبابست سرمست مى عشق تو در جنّت و دوزخ * از نار و نعيم ايمن و فارغ ز عذابست با روى بتان كعبهء دل دير مغانست * در دير مغان زمزم جان جام شرابست كار خرد از باده خرابست و ليكن * صاحب‌خرد آنست كه او مست و خرابست دست از فلك سفله فروشوى چو خواجو * كاين نيل روان در ره تحقيق سرابست

98 [ هنوزت نرگس اندر عين خوابست ]

ح
هنوزت نرگس اندر عين خوابست * هنوزت سنبل اندر پيچ و تابست هنوزت آب در آتش نهانست * هنوزت آتش اندر عين آبست