276 - خنك آن باد كه بر خاك خراسان گذرد * 277 - ترك من ترك من گرفت و خطا كرد
278 - چو شام شد به شبستان شتاب بايد كرد * 279 - به دشمنان گله دوستان نشايد كرد
280 - ماه من دوش سر از جيب ملاحت بركرد * 281 - جان تو چه به روى مهوش كرد
282 - باز عزم شراب خواهم كرد * 283 - مه را اگر از مشك زرهپوش توان كرد
284 - بىلالهرخان روى بصحرا نتوان كرد * 285 - پشت بر يار كمانابروى ما نتوان كرد
286 - بر سر كوى تو انديشه جان نتوان كرد * 287 - هركو چو شمع ز آتش دل تاج سر نكرد
288 - سپيدهدم كه صبا بر چمن گذر مىكرد * 289 - طوطى از پسته تنگ تو شكر گرد آورد
290 - سوز غم تو آتشم از جان برآورد * 291 - من خاك آن بادم كه او بوى دلارام آورد
292 - گل نهالى به بوستان آورد
293 - كس نيست كه دست من غمخوار بگيرد * 294 - چون خط تو گرد رخ گلرنگ بگيرد
295 - دلم ديده از دوستان برنگيرد * 296 - دلم كه حلقه گيسوى يار مىگيرد
297 - طوطى چو سخنگوئى پيش شكرت ميرد * 298 - مرغ در راه او پر اندازد
299 - چون طوطى خط تو پر بر شكر اندازد * 300 - تا برآيد نفس از عشق دمى بايد زد
301 - وصل آن ترك ختا ملكت خاقان ارزد * 302 - صحبت جان جهان جان و جهان مىارزد
303 - حديث آرزومندى جوابى هم نمىارزد * 304 - بهار دهر بباد خزان نمىارزد
305 - همه گنج جهان مارى نيرزد * 306 - دلا سود عالم زيانى نيرزد
307 - چو ترك مهوشم از خواب مست برخيزد * 308 - آن فتنه چو برخيزد صد فتنه برانگيزد
309 - آن كو به شكرريزى شور از شكر انگيزد * 310 - كسى كزان سر زلف دوتا نمىترسد
311 - دلم از دست بشد تا بسر او چه رسد * 312 - اين ترك زنگارى كمان از خيل