136 - بوستان طلعتش را نوبهارى ديگرست * 137 - آن نه رويست مگر فتنه دور قمرست
138 - ز آتشكده و كعبه غرض سوز و نيازست * 139 - از لعل آبدار تو نعلم بر آتشست
140 - ترا كه نرگس مخمور و زلف مهپوشست * 141 - باغ و صحرا با سهىسروان نسرين بر خوشست
142 - شكنج زلف سياه تو بر سمن چه خوشست * 143 - در شب زلف تو مهتابى خوشست
144 - رخ دلفروز تو ماهى خوشست * 145 - بوقت صبح چو آن سرو سيمتن بنشست
146 - بيش ازين بىهمدمى در خانه نتوانم نشست * 147 - خطر باديه عشق تو بيش از پيشست
148 - بهار روى تو بازار مشترى بشكست * 149 - اى بر عذار مهوشت آن زلف پرشكست
150 - ترا با ما اگر صلحست جنگست * 151 - ابروى تو طاقست كه پيوسته هلالست
152 - رخت خورشيد رايات جمالست * 153 - حسن تو نهايت جمالست
154 - خطت كه كتابه جمالست * 155 - هركه مجنون نيست از احوال ليلى غافلست
156 - اينچنين صورت گر از آب و گلست * 157 - اى من زد و چشم نيممستت مست
158 - ترا كه موى ميان هم وجود و هم عدمست * 159 - دوش پيرى ز خرابات برون آمد مست
160 - سحرگه ماه عقرب زلف من مست * 161 - ديشب درآمد از درم آن ماه چهره مست
162 - اگرچه بلبل طبعم هزاردستانست * 163 - نظرى كن اگرت خاطر درويشانست
164 - آن جوهر جانست كه در گوهر كانست * 165 - دلم با مردم چشمت چنانست
166 - مرا ياقوت او قوت روانست * 167 - ياقوت روانبخش تو تا قوت روانست
168 - گفتم كه چرا صورتت از ديده نهانست * 169 - روز رخسار تو ماهى روشنست
170 - بوقت صبح مى روشن آفتاب منست * 171 - سحاب سيلفشان چشم رودبار منست
172 - گل بستان خرد لفظ دلاراى منست * 173 - زلف ليلىصفتت دام دل مجنونست
174 - آن ترك پريچهره مگر لعبت چينست * 175 - آن حور ماهچهره كه رضوان غلام اوست
176 - گر سر درآورد سر آنجا كه پاى اوست * 177 - من بقول دشمنان هرگز نگيرم ترك دوست
178 - عنبرست آن دام دل يا زلف عنبرساى دوست * 179 - اى فداى قامتت هر سرو بستانى كه هست
180 - اى كه از دفتر حسنت مه تابان بابيست * 181 - از روضه نعيم جمالش روايتيست
182 - اى پيك صبا حال پريچهره ما چيست * 183 - ز زلفش نافه تاتار تاريست
184 - بر سر كوى عشق بازاريست