تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
پاى دل رميده گر باز بدستم آمدى * ترك تو كردمى و خويش از همه وارهاندمى نوك قلم بسوختى از دل سوزناك من * گرنه ز ديده دم‌به‌دم آب برو چكاندمى ضعف رها نمىكند ورنه ز آه صبحدم * شعله‌فروز چرخ را مشعله وانشاندمى خواجو اگر چو دود دل دست در آه من زدى * گر به زمين فروشدى بر فلكش رساندمى

883 [ حريفان مست و مدهوشند و شادروان خراب از مى ]

ح
حريفان مست و مدهوشند و شادروان خراب از مى * من از بادام ساقى مست و مستان مست خواب از مى چنان كز ابر نيسانى نشيند ژاله بر لاله * سمن عارض پديد آيد ز گلبرگش گلاب از مى تنش تابنده در ديبا چو مى در ساغر از صفوت * رخش رخشنده در برقع چو آتش در نقاب از مى شب تارى تو پندارى كه خور سر برزد از مشرق * كه روشن باز مىداند فروغ آفتاب از مى ترا گفتم كه چون مستم ز من تخفيف كن جامى * چه تلخم مىدهى ساقى بدين تيزى جواب از مى بساز اى بلبل خوشخوان نوائى كان مه مطرب * چنان مستست كز مستى نمىداند رباب از مى چو گل سلطان بستانست بلبل سر مپيچ از گل * چو مى آئينه جانست خواجو رخ متاب از مى ببند اى خادم ايوان در خلوت‌سرا كامشب * حريفان مست و مدهوشند و شادروان خراب از مى

884 [ بادهء گلگون مرا و طلعت سلمى ]

ح
بادهء گلگون مرا و طلعت سلمى * شربت كوثر ترا و جنّت اعلى صحبت شيرين طلب نه حشمت خسرو * مهر نگارين گزين نه ملكت كسرى ديو بود طالب نگين سليمان * طفل بود در هواى صورت مانى چند كنى دعوتم بتقوى و توبه * خيز كه ما كرده‌ايم توبه ز تقوى
غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 409 | محمود بن على خواجوى كرمانى / حميد مظهرى