تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
از بند باز كن خو و زو دوست كام دل جو * زلفش بگير و مىگو هذا نصيب ليلى هر شب به جست‌وجويش گردم بگرد كويش * گريم در آرزويش هذا نصيب ليلى بلبل ز شاخساران با نالهء هزاران * گويد به نوبهاران هذا نصيب ليلى تا روز از دل‌وجان چون بلبل سحرخوان * گويم دعاى سلطان هذا نصيب ليلى خواجو مگو فسانه دركش مى شبانه * برگوى اين ترانه هذا نصيب ليلى

877 [ يا مَلولا عن سَلامى أنتَ فى الدنيا مرامى ]

ش
يا مَلولا عن سَلامى أنتَ فى الدنيا مرامى * كُلّما أعرَضَت عَنّى زدت شوقا فى غرامى گرچه مه در عالم‌آرائى ز گيتى بر سر آمد * كى تواند شد مقابل با رخت از ناتمامى طوطى دستان‌سرا شد مطرب از بلبل نوائى * مطرب بستان‌سرا شد طوطى از شيرين كلامى پخته‌ئى كو تا بگويد واعظ افسرده دل را * كى نديده دود از آتش ترك گرمى كن كه خامى صيد گيسوئى نگشتى زان سبب ايمن ز قيدى * دانهء خالى نديدى لاجرم فارغ ز دامى درس تقوى چند خوانى خاصه بر مستان عاشق * وز فضيلت چند گويى خاصه با رندان عامى گر به بدنامى برآيد نام ما ننگى نباشد * زانكه بدنامى درين ره نيست الّا نيك‌نامى عارض بين خورده خون لاله در بستان‌فروزى * قامتش بين برده دست از نارون در خوش‌خرامى تاج‌دارى نيست الّا بر در خوبان گدائى * پادشاهى نيست الّا پيش مهرويان غلامى ساكن دير مغان را از ملامت غم نباشد * زانكه در بيت الحرام انديشه نبود از حرامى
غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 406 | محمود بن على خواجوى كرمانى / حميد مظهرى