تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣

870 [ تبسمت الزهر و المزن باك ]

س
تبسمت الزهر و المزن باك * و غررت الودق و الدّيك حاك نسيم عراقى ندانم چه بادى * زمين سپاهان ندانم چه خاكى بدين مشك‌سائى و عنبرفشانى * ايا نفحة الرّيح روحى فداك ندانم چه نقشى كه مثل تو صورت * مصوّر نگردد ز آبى و خاكى رياض بهشتى بدين روح‌بخشى * چراغ سپهرى بدين تابناكى خرد را فريبى و دل را اميدى * روان را حياتى و تن را هلاكى نه در دل ممكّن كه در قلب جانى * نه از گِل مركب كه از روح پاكى مررنا باكناف نجد و بتنا * بواد الاراك لعلّى اراك چو خواجو بدست آر جام خورآئين * اگر مست گلچهر اورنگ تا كى

871 [ دلكم برد به غارت ز برم دلبركى ]

ح
دلكم برد به غارت ز برم دلبركى * سر فروكرده پرىپيكرك از منظر كى نرگس هندوك مستك او جادو كى * سنبل زنگيك پستك او كافر كى بختكم شورك از آن زلفك شورانگيزك * سخنش تلخك و شيرين‌لبكش شكّر كى چشمم از لعلك دُرپوشك او دُرپاشك * ليكن از منطقكش هر سخنى گوهر كى دلكم شد سر موئى و چو موئى تنكم * تا جدا ماند كنارم ز ميان لاغر كى بر دلم عيب نگيريد كه ديوانككيست * چه كند نيست گزيرش ز پرىپيكر كى قد كم شد چو سر زلف صنوبر قد كى * رخكم گشت چو زر در غم سيمين بر كى از تو اى سروقدك كيست كه برخواهد خورد * گرچه از سرو خرامان نخورد كس بر كى سرك اندر سرك عشق تو كردم ليكن * با من خسته‌دلك نيست ترا خود سركى غمكت مىخورم و نيست غمت غم‌خوركم * هيچ گوئى كه مرا بود گهى غمخور كى خواجو از حلقكك زلف تو شد حلقه‌به‌گوش * زانكه عيبى نبود گر بودت چاكركى
غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 403 | محمود بن على خواجوى كرمانى / حميد مظهرى