تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
ز شور شكّر شعرم نواى عشق زنند * به بوستان سخن طوطيان شكّرخاى

827 [ پرده ابر سياه از مه تابان بگشاى ]

ح
پرده ابر سياه از مه تابان بگشاى * روز را از شكن طرهء شبگون بنماى كاكل مشك‌فشان بر مه شب‌پوش مپوش * سنبل غاليه‌سا بر گل خودروى مساى سپه شام بدان هندوى مشكين بشكن * گوى خورشيد بدان زلف چو چوگان برباى هركه در ابروى چون ماه نوت دارد چشم * گردد از مهر تو چون ماه نو انگشت‌نماى حال من با تو كسى نيست كه تقرير كند * پيش سلطان كه دهد عرض تمنّاى گداى سرو را بر لب هر چشمه اگر جاى بود * جاى آن هست كه بر چشم منش باشد جاى اى مه روشن اگر جان منى زود براى * وى شب تيره اگر عمر منى دير مپاى صبح امّيد من از جيب افق سر برزن * روز اقبال من از مطلع مقصود برآى كى برد ره به سراپردهء قربت خواجو * پشّه را بين كه كند آرزوى وصل هماى

828 [ اى روضهء رضوان ز سر كوى تو بابى ]

ش
اى روضهء رضوان ز سر كوى تو بابى * وى چشمهء كوثر ز لب لعل تو آبى شبهاست كه از حسرت روى تو نيايد * در ديدهء بيدار من دل‌شده خوابى مرغ دلم افتاد به دام سر زلفت * مانند تذروى كه بود صيد عقابى مردم همه گويند كه خورشيد برآمد * گر برفكنى در شب تاريك نقابى گر كارم از آن سرو خرامنده كنى راست * درياب كه بالاتر از اين نيست ثوابى هر روز كشى بر من دلسوخته كينى * هر لحظه كنى با من بيچاره عتابى در ميكده گرديده مرا دست نگيرد * كس نشنود از همنفسان بوى كبابى بر خوان غمت تا نزنم آه جگرسوز * بر كف ننهد هيچ‌كسم جام شرابى هم مردم چشمست كه از روى ترحّم * بر رخ زندم دم‌به‌دم از ديده گلابى در نرگس عاشق‌كش ميگون نظرى كن * تا بنگرى از هر طرفى مست و خرابى فرياد كه آن ماه مغنّى دل خواجو * از چنگ برون برد به آواز ربابى
غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 382 | محمود بن على خواجوى كرمانى / حميد مظهرى