تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩

820 [ اى از گل رخسار تو خون در دل لاله ]

ح
اى از گل رخسار تو خون در دل لاله * بر لاله ز مشك سيه افكنده گلاله بازآى كه چشم و رخت اى ماه غزل‌گوى * اين عين غزال آمد و آن رشك غزاله از خاك درت بر نتوان گشت كه كردند * ما را بحوالى سراى تو حواله آورده به خونم رخ زيباى تو خطّى * چون بنده مقرّست چه حاجت به قباله آن جان كه ز لعلت به گه بوسه گرفتم * دينيست ترا بر من دلسوخته حاله برخيز و برافروز رخ از جام دل‌فروز * كز عشق لبت جان بلب آورد پياله از آتش مِى بين رخ گلرنگ نگارين * همچون ورق لاله پر از قطرهء ژاله چشمم به مه چارده هرگز نشود باز * الّا به بُتى ماه‌رخ چارده‌ساله تا گشت گرفتار سر زلف تو خواجو * چون موى شد از مويه و چون نال ز ناله

821 [ اى خوشه‌چين سنبل پرچينت سنبله ]

ح
اى خوشه‌چين سنبل پرچينت سنبله * وى بر قمر ز عنبر تر بسته سلسله وى تير چشم مست تو پيوسته در كمان * وى آفتاب روى تو طالع ز سنبله بازار لاله بشكن و مقدار گل ببر * بر لاله زن گلاله و بر گل فكن كله در ده شراب روشن و در تيره شب مرا * از عكس جام باده برافروز مشعله فصل بهار و موسم نوروز خوش بُود * در سر نواى بلبل و در دست بلبله گُل جامه چاك كرده و نرگس فتاده مست * وز عندليب در چمن افتاده غلغله در وادى فراق چو خواجو قدم زند * از خون دل گياش برويد ز مرحله

822 [ دى آن بت كافر بچه با چنگ و چغانه ]

س
دى آن بت كافر بچه با چنگ و چغانه * مىرفت به سروقت حريفان شبانه بر لاله ز نيلش اثر داغ صبوحى * بر ماه ز مشكش گره جعد مغانه ياقوت به مى شسته و آراسته خورشيد * مرغول گره كرده و كاكل زده شانه زلف سيهش را دل شوريده گرفتار * تير مژه‌اش را جگر خسته نشانه بگشوده نظر خلق جهانى ز كناره * بربوده ميانش دل خلقى ز ميانه
غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 379 | محمود بن على خواجوى كرمانى / حميد مظهرى