تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩

799 [ قدحى ده اى بر آتش تتقى ز آب بسته ]

ح
قدحى ده اى بر آتش تتقى ز آب بسته * كه به آفتاب ماند ز قمر نقاب بسته نظرى كن اى ز رويت دل نسترن گشاده * گذرى كن اى ز بويت دم مشك ناب بسته قمرت بخال هندو خطى از حبش گرفته * شكرت بخطّ مشكين تب آفتاب بسته شه عرصهء فلك را به دو رخ دو دست برده * رخ ماه چارده را به دو شب حجاب بسته به اميد آنكه روزى كشم از لب تو جامى * من دل‌شكسته دل در قدح شراب بسته لب لعل آبدارت شكرى فتاده در مِى * سر زلف تاب‌دارت گرهى بر آب بسته دو گلالهء معنبر شده گرد لاله چنبر * تتقى بر ارغوانت ز پر غراب بسته دل هر شكسته‌دل را بفريب صيد كرده * من زار خسته‌دل را به كرشمه خواب بسته من خسته چون ز عالم دل ريش در تو بستم * بسرت بگو كه دارى درم از چه باب بسته بگشاى عقدهء شب بنماى مه ز عقرب * كه شد از نفير خواجو گذر شهاب بسته

800 [ اى از شب قمرسا بر مه‌نقاب بسته ]

س
اى از شب قمرسا بر مه‌نقاب بسته * پيوسته طاق خضرا بر آفتاب بسته از قير طيلسانى بر مشترى كشيده * بر مهر سايبانى از مشك ناب بسته جعد تو هندوان را بر دل كمين گشوده * چشم تو جادوان را بر ديده خواب بسته اشك محيط سيلم خون از فرات رانده * و آه سهيل سوزم ره بر شهاب بسته از روى لاله‌رنگم بازار گل شكسته * وز لعل باده رنگت كار شراب بسته زلفت به دلگشائى از دل گره گشوده * خطّت به نقش‌بندى نقشى بر آب بسته آن سركشان هندو وان هندوان جادو * راه خطا گشاده چشم صواب بسته ساغر ز شوق لعلت جانش بلب رسيده * وز شرم آبرويت آتش نقاب بسته خواجو به پرده‌سوزى ناى رباب خسته * مطرب به پرده‌سازى زخم رباب بسته

801 [ اى چيده سنبل تر در باغ دسته بسته ]

س
اى چيده سنبل تر در باغ دسته بسته * و افكنده شاخ ريحان بر لاله دسته‌دسته ريحان مشك‌بيزت آب بنفشه برده * ياقوت قندريزت نرخ شكر شكسته
غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 369 | محمود بن على خواجوى كرمانى / حميد مظهرى