تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢

784 [ اى چراغ ديدهء جان روى تو ]

ش
اى چراغ ديدهء جان روى تو * حلقهء سوداى دل گيسوى تو صد شكن بر زنگبار انداخته * سنبل زنگىوش هندوى تو مهره با هاروت بابل باخته * نرگس افسونگر جادوى تو شيرگيران پلنگ پيلتن * صيد رو به بازى آهوى تو طرّه‌ات نعلم بر آتش تافتست * زان شدم شوريده دور از روى تو شادى آن هندوى ميمون كه او * مىتواند گشت همزانوى تو از پريشان‌حالى و آشفتگى * در گمانم اين منم يا موى تو هركه را با مىپرستان سرخوشست * خوش بود پيوسته چون ابروى تو از سرشكم پاى در گل مىرود * ورنه بيرون رفتمى از كوى تو آنكه دل دربند يكتائيت بست * كى گشادى يابد از پهلوى تو ز ابرويش خواجو به يك پى گوشه‌گير * كان كمان بيشست از بازوى تو

785 [ اى طبيب دل ريش از سر بيمار مرو ]

ح
اى طبيب دل ريش از سر بيمار مرو * خسته مگذار مرا وز سر تيمار مرو به جفا بر سر ياران وفادار ميا * به وفا از پى خصمان جفاكار مرو چند گوئى كه روم روزى و ترك تو كنم * مكن اى يار ز من بشنو و زنهار مرو اى دل ار شور شكرخندهء شيرين دارى * همچو فرهاد بده جان و به كهسار مرو تيره شب در شكن طرهء دلدار مپيچ * و گرت راه غلط شد به شب تار مرو بگذر از خالش و گيسوى سياهش بگذار * در پى مهره بسر در دهن مار مرو گر بود برگ گل سوريت از خار مترس * ور هواى چمنت نيست بگلزار مرو اگرت خرقه سالوس شود دامنگير * با مرقّع بدر خانهء خمّار مرو اگر از كعبه به ميخانه كشندت خواجو * برو اى خواجه و از ميكده هشيار مرو
غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 362 | محمود بن على خواجوى كرمانى / حميد مظهرى