تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨

733 [ در تابم از دو هندوى آتش‌پرستشان ]

ح
در تابم از دو هندوى آتش‌پرستشان * كز دست رفت دنيى و دينم ز دستشان ز مشك سوده سلسله بر مه نهاده‌اند * زان‌رو كه آفتاب بُود زير دستشان بر طرف آفتاب چه درخور فتاده است * مرغول مشگ رنگ دلاويز پستشان از حد گذشته‌اند به خوبى و لطف از آنك * زين بيش نيست حدّ لطافت كه هستشان مسكين دلم كه بلبل بستان شوق بود * شد پايبند حلقهء زلف چو سستشان نعلم نگر كه باز بر آتش نهاده‌اند * آن هندوان كافر آتش‌پرستشان صاحبدلان كه بىخبرند از شراب شوق * در داده‌اند جرعهء جام الستشان ياران ز جام بادهء نوشين فتاده مست * خواجو از آن دو نرگس مخمور مستشان

734 [ خوشا چشمى كه بيند روى تركان ]

س
خوشا چشمى كه بيند روى تركان * خنك بادى كه آرد بوى تركان مى نوشين و نوشانوش مستان * در اردو و هاياهوى تركان دل شيرافكنان افتاده در دام * ز روبه‌بازى آهوى تركان شب شامى لباس زنگىآسا * غلام سنبل هندوى تركان ز تركان گوشه چون گيرم كه بينم * كمان حسن بر بازوى تركان بود هندوى چشم مىپرستان * دوتا پيوسته چون ابروى تركان در آب روشن ار آتش نديدى * ببين روشن در آب روى تركان وگر گفتى كه چين در شام نبود * نظر كن در خم گيسوى تركان بود پيوسته خواجو مست و مخمور * به ياد نرگس جادوى تركان

735 [ خوشا صبح و صبوحى با هُمالان ]

ش
خوشا صبح و صبوحى با هُمالان * نظر بر طلعت فرخنده‌فالان خداوندا بده صبرى جميلم * كه مى نشكيبم از صاحب جمالان خيالست اينكه برگردم ز خوبان * چو درويش از در دريا نوالان دلم چون گيسوى او بر كمر ديد * چو وحشى شد شكار كوه مالان
غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 338 | محمود بن على خواجوى كرمانى / حميد مظهرى