تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
گر نقش نگارين تو بينند ز حيرت * از دست بيفتد قلم نقش‌نگاران از لعل تو دل برنكنم زانكه به مستى * جز باده نباشد طلب باده‌گساران خواجو چه كنى ناله كه پيش گل صدبرگ * باشد بسحر باد هوا بانگ هزاران

729 [ چه خوش باشد ميان لاله‌زاران ]

ح
چه خوش باشد ميان لاله‌زاران * برغم دشمنان با دوستداران گرامى دار مرغان چمن را * الا اى باغبان در نوبهاران نفير عاشقان در كوى جانان * صفير بلبلان بر شاخساران بنالم هر شبى در آرزويش * چو كبكان درى بر كوهساران قيامت آن زمان باشد بتحقيق * كه از ياران جدا مانند ياران مرا در حلقهء رندان درآريد * كه مىپرهيزم از پرهيزگاران ز زلف بىقرار و چشم مستش * نمىماند قرار هوشياران خوش آمد قامتش در چشم خواجو * صنوبر خوش بُود بر جويباران

730 [ اى نسيم سحرى بوى بهارم برسان ]

ح
اى نسيم سحرى بوى بهارم برسان * شكرى از لب شيرين نگارم برسان حلقهء زلف دلارام من از هم بگشاى * شمسه‌اى زان گره غاليه‌بارم برسان تار آن سلسلهء مشك‌فشان برهم زن * بوئى از نافهء آهوى تتارم برسان گرت افتد به دواخانهء وصلش گذرى * مرهمى بهر دل ريش فگارم برسان دم‌به‌دم تا كنمش بر ورق ديده سواد * نسخه‌اى زان خط مشكين غبارم برسان تا دهم بوسه و بر بازوى ايمان بندم * رقعه‌ئى از خط آن لاله‌عذارم برسان پيش از آن كز من دلخسته نماند ديّار * مژده‌اى از ره يارى به ديارم برسان چون بدان بقعه رسى رقعهء من در نظر آر * نام من محو كن و نامه بيارم برسان گر به خم‌خانهء آن مغ‌بچه‌ات راه بُود * سر خُم بركن و داروى خمارم برسان دارد آن موى ميان از من بيچاره كنار * يا رب آن موىميان را به كنارم برسان دل خواجو شد و بر خاك درش كرد قرار * خبرى زان دل بىصبر و قرارم برسان
غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 336 | محمود بن على خواجوى كرمانى / حميد مظهرى