675 [ حكايت رخت از آفتاب مىشنوم ]
ش
حكايت رخت از آفتاب مىشنوم * حديث لعل لبت از شراب مىشنوم
ز آب چشمه هرآن ماجرا كه مىرانم * ز چشم خويش يكايك جواب مىشنوم
كسى كه نسخهء خطّ تو مىكند تحرير * ز خامهاش نفس مشك ناب مىشنوم
شبى كه نرگس ميگون بخواب مىبينم * ز چشم مست تو تعبير خواب مىشنوم
ز حسرت گل رويت چو اشك مىريزم * ز آب ديده نسيم گلاب مىشنوم
چنان به چشمهء نوشت تعطّشى دارم * كه مست مىشوم ار نام آب مىشنوم
فروغ خاطر خويش از شراب مىيابم * نواى نغمهء دهد از رباب مىشنوم
حديث ذرّه اگر روشنت نمىگردد * ز من بپرس كه از آفتاب مىشنوم
گهى كز آتش دل آه مىزند خواجو * در آن نفس همه بوى كباب مىشنوم
676 [ نسيم زلف تو از نوبهار مىشنوم ]
ش
نسيم زلف تو از نوبهار مىشنوم * نشان روى تو از لالهزار مىشنوم
ز چين زلف تو تارى مگر بدست صباست * كزو شامه مشك تتار مىشنوم
به هر ديار كه دور از تو مىكنم منزل * نداى عشق تو از آن ديار مىشنوم
لطيفهئى كه خضر نقل كرد از آب حيات * از آن دو لعل لب آبدار مىشنوم
حديث اين دل شوريده بين كه موى به موى * از آن دو هندوى آشفتهكار مىشنوم
گلى بدست نمىآيدم به رنگ نگار * ولى ز غاليهبوى نگار مىشنوم
هنوز دعوى منصور همچنان باقيست * چرا كه لاف انا الحق ز دار مىشنوم
اثر نماند ز فرهاد كوهكن ليكن * صداى نالهاش از كوهسار مىشنوم
سرشك ديدهء خواجو كه آب دجله ببرد * حكايتش ز لب جويبار مىشنوم
677 [ مدتى شد كه درين شهر گرفتار توايم ]
ش
مدتى شد كه درين شهر گرفتار توايم * پايبند گره طرّه طرّار توايم
كار ما را مكن آشفته و مفكن در پاى * كه پريشان سر زلف سيهكار توايم
طربافزاى مقيمان درت زارى ماست * زانكه ما مطرب بازارى بازار توايم