673 [ اين چه بادست كزو بوى شما مىشنوم ]
س
اين چه بادست كزو بوى شما مىشنوم * وين چه بويست كه از كوى شما مىشنوم
مرغ خوشخوان كه كند شرح گلستان تكرار * زو همه وصف گل روى شما مىشنوم
از سهى سرو كه در راستيش همتا نيست * صفت قامت دلجوى شما مىشنوم
پيش گيسوى شما راست نمىآرم گفت * آنچه پيوسته ز ابروى شما مىشنوم
چشم آهو كه كند صيد پلنگاندازان * عيبش اين لحظه ز آهوى شما مىشنوم
شرح آن نكته كه هاروت كند تفسيرش * ز آن دو افسونگر جادوى شما مىشنوم
نافهء مشك تتارى كه ز چين مىخيزد * بويش از سلسلهء موى شما مىشنوم
آن سوادى كه بود نسخهء آن در ظلمات * شرحش از سنبل هندوى شما مىشنوم
حال خواجو كه پريشانتر ازو ممكن نيست * موبهمو از خم گيسوى شما مىشنوم
674 [ اين چه بويست كه از باد صبا مىشنوم ]
س
اين چه بويست كه از باد صبا مىشنوم * وين چه خاكست كزو بوى وفا مىشنوم
گرنه هدهد ز سبا باز پيام آوردست * اين چه مرغيست كزو حال سبا مىشنوم
از كجا مىرسد اين قاصد فرخنده كزو * مژده آن مه خورشيد لقا مىشنوم
اى عزيزان اگر از مصر نمىآيد باد * بوى پيراهن يوسف ز كجا مىشنوم
مىكنم ناله و فرياد ولى از در و كوه * سخن سخت بهنگام صدا مىشنوم
نسبت شكل هلال و صفت قامت خويش * يكبهيك زان خم ابروى دو تا مىشنوم
اين چه رنجست كزو راحت جان مىيابم * وين چه دردست كزو بوى دوا مىشنوم
اى رفيقان من از آن سرو صنوبر قامت * به صفت راست نيايد كه چها مىشنوم
باد صبح از من خاكى اگرش گردى نيست * هر نفس زو سخن سرد چرا مىشنوم
سخن آن دو كمانخانهء ابروى دو تا * نه به اندازهء بازوى شما مىشنوم
هر گياهى كه ز خون دل خواجو رستست * دمبهدم زو نفس مهرگيا مىشنوم