تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١

673 [ اين چه بادست كزو بوى شما مىشنوم ]

س
اين چه بادست كزو بوى شما مىشنوم * وين چه بويست كه از كوى شما مىشنوم مرغ خوش‌خوان كه كند شرح گلستان تكرار * زو همه وصف گل روى شما مىشنوم از سهى سرو كه در راستيش همتا نيست * صفت قامت دلجوى شما مىشنوم پيش گيسوى شما راست نمىآرم گفت * آنچه پيوسته ز ابروى شما مىشنوم چشم آهو كه كند صيد پلنگ‌اندازان * عيبش اين لحظه ز آهوى شما مىشنوم شرح آن نكته كه هاروت كند تفسيرش * ز آن دو افسونگر جادوى شما مىشنوم نافهء مشك تتارى كه ز چين مىخيزد * بويش از سلسلهء موى شما مىشنوم آن سوادى كه بود نسخهء آن در ظلمات * شرحش از سنبل هندوى شما مىشنوم حال خواجو كه پريشان‌تر ازو ممكن نيست * موبه‌مو از خم گيسوى شما مىشنوم

674 [ اين چه بويست كه از باد صبا مىشنوم ]

س
اين چه بويست كه از باد صبا مىشنوم * وين چه خاكست كزو بوى وفا مىشنوم گرنه هدهد ز سبا باز پيام آوردست * اين چه مرغيست كزو حال سبا مىشنوم از كجا مىرسد اين قاصد فرخنده كزو * مژده آن مه خورشيد لقا مىشنوم اى عزيزان اگر از مصر نمىآيد باد * بوى پيراهن يوسف ز كجا مىشنوم مىكنم ناله و فرياد ولى از در و كوه * سخن سخت بهنگام صدا مىشنوم نسبت شكل هلال و صفت قامت خويش * يك‌به‌يك زان خم ابروى دو تا مىشنوم اين چه رنجست كزو راحت جان مىيابم * وين چه دردست كزو بوى دوا مىشنوم اى رفيقان من از آن سرو صنوبر قامت * به صفت راست نيايد كه چها مىشنوم باد صبح از من خاكى اگرش گردى نيست * هر نفس زو سخن سرد چرا مىشنوم سخن آن دو كمانخانهء ابروى دو تا * نه به اندازهء بازوى شما مىشنوم هر گياهى كه ز خون دل خواجو رستست * دم‌به‌دم زو نفس مهرگيا مىشنوم
غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 311 | محمود بن على خواجوى كرمانى / حميد مظهرى