تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
گر شوى با من چو آه صبحگاهى هم‌نفس * از دل پرمهر بر ايوان كيوانت برم چون درين راه از در بتخانه مىيابى گشاد * مست و لا يعقل در آ تا پيش رهبانت برم ور جدا گردى ز خواجو با بهشتىپيكران * از پى نزهت بصحن باغ رضوانت برم

651 [ دوش مىآيد نگار بربرم ]

س
دوش مىآيد نگار بربرم * گفتم اى آرام جان و دلبرم دامن‌افشان زين صفت مگذر ز ما * گفت بگذار اى جوان تا بگذرم گفتم امشب يك زمان تشريف ده * تا بكام دل ز وصلت برخورم گفت بىپروانه نتوان يافتن * صحبتم را زانكه شمع خاورم گفتم از پروانه و خط درگذر * من نه مير ملك و شاه كشورم يك زمان با من به درويشى بساز * زانكه من هم بنده‌ات هم چاكرم چون غلام حلقه‌درگوش توام * چند دارى همچو حلقه بر درم گفت آرى بس جوانى مهوشى * تاكنون جز راه مهرت نسپرم راستى را سرو بالائى خوشى * تا بيايم با تو جان مىپرورم گفتم از مهر جمالت گشته‌ام * آن‌چنان كز ذرّه پيشت كمترم گفت آرى با چنان حسن و جمال * شايد ار گوئى كه مهر انورم گفتم امشب گر مسلمانى بيا * گفت اگر يك لحظه آيم كافرم گفتم ار جان بايدت استاده‌ام * گفت كو سيم و زر تا بنگرم گفتمش گر سيم بايد شب بيا * گفت خلقت بينم از لطف و كرم گفتمش يك لحظه با پيران بساز * گفت زر بركش كه من زال زرم گفتمش گر سر برآرى بنده‌ام * گفت خواجو بگذر امشب از سرم

652 [ چو بركشى علم قربت از حريم حرم ]

ش
چو بركشى علم قربت از حريم حرم * ز ما به باديه ياد آر از طريق كرم ندانم اين نفس روح‌بخش روحانى * شميم باغ بهشتست يا نسيم ارم رقوم دفتر ديوانگى نكو خواند * كسى كه بر دلش از بيخودى زدند رقم مسخّرت نشود تختگاه ملك وجود * مگر گهى كه زنى خيمه بر جهان عدم
غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 300 | محمود بن على خواجوى كرمانى / حميد مظهرى