تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨

646 [ نكنم حديث شكّر چو لبت گزيدم ]

ح
نكنم حديث شكّر چو لبت گزيدم * چه كنم نبات مصرى چو شكر مزيدم به تو كى توان رسيدن چو ز خويش رفتم * ز تو چون توان بريدن چو ز خود بريدم چه فروشى آب رويم كه بملك عالم * نفروشم آرزويت كه بجان خريدم ندهم كنون ز دستت كه ز دست رفتم * نروم ز پيش تيغت كه بجان رسيدم چه نكردم از وفا تا به تو ميل كردم * چه نديدم از جفا تا ز تو هجر ديدم كه برد خبر بيارم كه ز اشتياقش * ز خبر برفتم از وى چو خبر شنيدم نكشيده زلف عنبرشكنش چو خواجو * نتوان بشرح گفتن كه چها كشيدم

647 [ روزى بسر كوى خرابات رسيدم ]

ح
روزى بسر كوى خرابات رسيدم * در كوى خرابات يكى مغ‌بچه ديدم از چشم بشد ظلمت و سرچشمهء خضرم * چون در خط سبز و لب لعلش نگريدم نقش دو جهان محو شد از لوح ضميرم * چون نقش رخش بر ورق ديده كشيدم در لعل لبش يافتم آن نكته كه عمرى * در عالم جان معنى آن مىطلبيدم تا شيشهء خودبينى و هستى نشكستم * يك جرعه بكام از مى لعلش نچشيدم ساكن نشدم در حرم كعبهء وحدت * تا باديهء عالم كثرت نبريدم با من سخن از درس و كتب‌خانه مگوئيد * اكنون كه وطن بر در ميخانه گزيدم ايمان چه دهم عرض چو در كفر فتادم * قرآن چه كنم حفظ چو مصحف بدريدم تسبيح بيفكندم و ناقوس گرفتم * سجّاده گرو كردم و زنّار خريدم بردار شدم تا بدهم داد انا الحق * معنى انا الحق ز سر دار شنيدم خواجو بدر دير شو و كعبه طلب كن * زيرا كه من از كفر به اسلام رسيدم

648 [ نشان روى تو جستم به هر كجا كه رسيدم ]

ح
نشان روى تو جستم به هر كجا كه رسيدم * ز مهر در تو نشانى نديدم و نشنيدم چه رنجها كه نيامد برويم از غم رويت * چه جورها كه ز دست تو در جهان نكشيدم هزار نيش جفا از تو نوش كردم و رفتم * هزار تير بلا از تو خوردم و نرميدم