تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
چون كمانخانهء ابروى تو مىكردم ياد * تير آه از سپر چرخ بدر مىكردم مشعل مه بدم سرد فرومىكشتم * شمع خاور ز دل سوخته برمىكردم چون فغان دل خواجو بفلك برمىشد * كار دل همچو فلك زير و زبر مىكردم

940 [ مىگذشتى و من از دور نظر مىكردم ]

س
مىگذشتى و من از دور نظر مىكردم * خاك پايت همه بر تارك سر مىكردم خرقهء ابر به خونابه فرومىبردم * دامن كوه پر از لعل و گهر مىكردم چون بجز ماه نديدم كه به رويت مانست * نسبت روى تو زان‌رو بقمر مىكردم تا مگر با تو بزر وصل مهيّا گردد * مس رخسار ز سوداى تو زر مىكردم هر نفس كز دهن تنگ تو مىكردم ياد * ملك هستى ز دل تنگ بدر مىكردم دهن غنچهء سيراب چو خندان مىشد * ياد آن پستهء چون تنگ شكر مىكردم چهرهء باغ به خونابه فرومىشستم * دهن چشمه پر از لؤلئى تر مىكردم چون به ياد لب ميگون تو مىخورد شراب * جام خواجو همه پرخون جگر مىكردم

941 [ عشق آن بت ساكن ميخانه مىگرداندم ]

س
عشق آن بت ساكن ميخانه مىگرداندم * جان غمگين در پى جانانه مىگرداندم آشنائى از چه رويم دور مىدارد ز خويش * چون ز خويش و آشنا بيگانه مىگرداندم ترك رومى روى زنگى موى تازىگوى من * هندوى آن نرگس تركانه مىگرداندم به سكه مىترساند از زنجير و پندم مىدهد * عاقل بسيار گو ديوانه مىگرداند دانهء خالش كه بر نزديك دام افتاده است * با چنان دامى اسير دانه مىگرداندم آتش دل هر شبى دلخسته و پرسوخته * گرد شمع روش چون پروانه مىگرداندم آرزوى گنج بين كز غايت ديوانگى * روز و شب در كنج هر ويرانه مىگرداندم با خرد پيمان من بيزارى از پيمانه بود * وين دم از پيمان غم پيمانه مىگرداندم من بشعر افسانه بودم ليكن اين ساعت بسحر * نرگس افسون‌گرش افسانه مىگرداندم اشتياق لعل گوهرپاش او در بحر خون * همچو خواجو از پى دُردانه مىگرداندم
غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 295 | محمود بن على خواجوى كرمانى / حميد مظهرى