تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
عقل كافى را كه لوح كاف و نون محفوظ اوست * در مقام بيخودى طفل دبستان يافتم خضر خضراپوش علوى چون دليل آمد مرا * خويشتن را بر كنار آب حيوان يافتم طائر جان كو تذرو بوستان كبرياست * در رياض وحدتش مرغ خوش‌الحان يافتم چون درين مقصورهء پيروزه گشتم معتكف * قطب را در كنج خلوت سُبحه گردان يافتم در بيابانى كزو وادى ايمن منزليست * روح را هارون راه پور عمران يافتم به سكه خواندم لا تَذر بر خويش و گشتم نوحه‌گر * خويشتن را نوح و آب ديده طوفان يافتم گر بگويم روشنت دانم كه تكفيرم كنى * كاندرين ره كافرى را عين ايمان يافتم چشم خواجو را كه در بحرين بودى جوهرى * درفروش رستهء بازار عمّان يافتم

638 [ بدانكه بوى تو آورد صبحدم بادم ]

ح
بدانكه بوى تو آورد صبحدم بادم * و گرنه از چه سبب دل بباد مىدادم عنان باد نخواهم ز دست داد كنون * ولى چه سود كه در دست نيست جز بادم مرا حكايت آن مرغ زيرك آمد ياد * به‌پاى خويش چو در دام عشقت افتادم ز دست ديده دلم روز و شب به فريادست * اگرچه من همه از دست دل به فريادم مگر كه سر بدهم ورنه من ز سر ننهم * اميد وصل درين ره چو پاى بنهادم چو دجله گشت كنارم در آرزوى شبى * كه باد صبحدم آرد نسيم بغدادم گمان مبر كه فراموش كردمت هيهات * ز پيشم ار چه برفتى نرفتى از يادم مگر به گوش تو فرياد من رساند باد * و گرنه گر تو توئى كى رسى به فريادم مگو كه شيفته بر گلبنى شدى خواجو * كه بىتو از گل و بلبل چو سوسن آزادم

639 [ در چمن دوش ببوى تو گذر مىكردم ]

س
در چمن دوش ببوى تو گذر مىكردم * قدح لاله پر از خون جگر مىكردم پاى سرو از هوس قدّ تو مىبوسيدم * در گل از حسرت روى تو نظر مىكردم سخن طوطى خطّت بچمن مىگفتم * نسبت پسته تنگت بشكر مىكردم چشم نرگس به خيال نظرت مىديدم * وانگه از ناوك چشم تو حذر مىكردم چون صبا سلسلهء سنبل تر مىافشاند * ياد آن گيسوى چون عنبر تر مىكردم هر زمانم كه نظر بر رخ گل مىافتاد * صفت روى تو با مرغ سحر مىكردم
غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 294 | محمود بن على خواجوى كرمانى / حميد مظهرى