كام دل خواهى برو گردن به ناكامى بنه * در دهان شير مىبايد شدن بر بوى كام
عار باشد نزد عارف هركه فخر آرد بزهد * ننگ باشد پيش عاشق هركه ياد آرد ز نام
آنكه در خلوتگه خاصش مجال عام نيست * لطف او عامست و عشق او نصيب خاص و عام
باد بر خاك عراق از ديدهء خواجو درود * باد بر دارالسلام از آدم خاكى سلام
627 [ چشم پرخواب گشودى و ببستى خوابم ]
س
چشم پرخواب گشودى و ببستى خوابم * و آتش چهره نمودى و ببردى آبم
آنچنان تشنه لعل لب سيراب توام * كآب سرچشمهء حيوان نكند سيرابم
دوش هندوى تو در روى تو روشن مىگفت * كه مرا بيش مسوزان كه قوى در تابم
آرزو مىكندم با تو شبى در مهتاب * كه بود زلف سياهت شب و رخ مهتابم
من مگر چشم تو در خواب ببينم هيهات * اين خيالست من خسته مگر در خوابم
رفتم ار جان بدهم در طلبت عمر تو باد * ور بمانم شرف بندگيت دريابم
به وصالت كه ره باديه بر روى خسك * با وصالت نكند آرزوى سنجانم
راست چون چشم خوشت مست شوم در محراب * گر بود گوشهء ابروى كژت محرابم
همچو خاك ره اگر خوار كنى خواجو را * برنگردم ز درت تا چه رسد زين بابم
628 [ دل گل زنده گردد از دم خم ]
س
دل گل زنده گردد از دم خم * گُل دل تازه گردد از نم خم
روح پاك است چشم عيسى جام * خون لعلت اشك مريم خم
تا شوى محرم حريم حرم * غوطهاى خور به آب زمزم خم
در شبستان مىپرستان كش * شاهد جام را ز طارم خم
خيز تا صبحدم فروشوئيم * گل روى قدح به شبنم خم
شاهدان خميده گيسو را * زلف پرخم كشيم در خم خم
داد عيش از ربيع بستانيم * بطلوع مه محرّم خم