تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
بنگر از نالهء شبگير من و نغمهء مرغ * دشت پرزمزمه و طرف چمن پرغلغل گر صبا سلسله بر آب نهد فصل ربيع * از چه بر گردن قمرى بود از غاليه غل باد نوروز چو برخاست نيارند نشست * بلبلان بىگل و مستان صبوحى بىمل مطرب آن لحظه كه آهنگ فروداشت كند * زندش بلبله گلبانگ كه قل قل قل قل اى ز بادام تو در عين حجالت نرگس * وى ز گيسوى تو در حلقهء سودا سنبل آن سر زلف قمرساى شب‌آسا را بين * همچو زاغى كه زند در مه تابان چنگل هرچه خوبان جهان را به دلارائى برد * جزو بود آن همه و حسن جهانگير تو كُل دست گيريد كه خواجو كه دلش رفت برود * بارش افتاده و گشتست اسير سر پل

608 [ خوشا با دوستان در بوستان گل ]

س
خوشا با دوستان در بوستان گل * كه خوش باشد به روى دوستان گل شكوفه موبدست و ابر دايه * صبا رامين و ويس دل‌ستان گل سمن را شد نفس باد و روان آب * چمن را گشت تن شمشاد و جان گل ترنّم مىكند بر شاخ بلبل * تبسّم مىكند در بوستان گل لبش باهم نمىآيد ازآن‌روى * كه دارد خرده‌ئى زر در دهان گل كشد در بر قباى فستقى سرو * نهد بر سر كلاه سايبان گل چو باد از روى گل برقع برانداخت * برآمد سرخ همچون ارغوان گل بگو با بلبل اى باد بهارى * كه بازآمد علىرغم زمان گل دلش سستى كند چون از نهالى * بصحن گلستان آيد خزان گل بيا خواجو كه با مرغان شب‌خيز * نهادست از هوا جان در ميان گل مى نوشين روان در ده كه بگرفت * چو خسرو ملكت نوشيروان گل

609 [ مرا كه نيست به خاك درت اميد وصول ]

ش
مرا كه نيست به خاك درت اميد وصول * كجا به منزل قربت بود مجال نزول اگر وصال تو حاصل شود بجان بخرم * ولى عجب كه رسد كام بيدلان بحصول چنين شنيده‌ام از پرده‌ساز نغمهء شوق * كه ضرب سوختگان خارج اوفتد ز اصول خموش باشد كه با كشتگان خنجر عشق * خلاف عقل بود درس گفتن از معقول
غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 279 | محمود بن على خواجوى كرمانى / حميد مظهرى