605 [ اى كرده تيره شب را بر آفتاب منزل ]
ش
اى كرده تيره شب را بر آفتاب منزل * دل را ز چين زلفت بر مشك ناب منزل
تا در درون چشمم خرگاه زد خيالت * مه را بسان ماهى بينم در آب منزل
بايد كه رحمت آرد آن كو شراب دارد * بر تشنهاى كه باشد او را سراب منزل
ره چون برم بكويت زانرو كه نادر افتد * در آشيان عنقا كرده ذباب منزل
يك ذرّه مهر رويت خالى نگردد از دل * زيرا كه گنج باشد كنج خراب منزل
بنگر در اشك مستان عكس جمال ساقى * همچون قمر كه سازد جام شراب منزل
خواجو كه غرقهء آمد در ورطهء جدائى * بر ساحل وصالت بيند بخواب منزل
606 [ هرگه كه ز خرگه بچمن بار دهد گل ]
ش
هرگه كه ز خرگه بچمن بار دهد گل * نرگس نكند خواب خوش از غلغل بلبل
اى خادم ياقوت لب لعل تو لؤلؤ * وى هندوى ريحان خط سبز تو سنبل
تا كى كند آن غمزهء عاشقكش معلول * در كار دل ريش من خسته تعلّل
گر نرگس مستت نكند ترك تعدّى * چندين چه كند زلف دراز تو تطاول
شرح شكن زلف تو با بيست مطوّل * كوتاه كنم تا نكشد سر بتسلسل
آن صورت آراسته را بيش مياراى * كآنجا كه جمالست چه حاجت به تجمّل
محمل مبر از منزل احباب كه ما را * يكدم نبود بار فراق تو تحمّل
المُغرم يَستغرق فى البَحر غريقا * و اللّائم كالنائم في الساحل يَفعل
هر لحظه كه خاموش شود ماه مغنّى * از مرغ صراحى شنوم نعره كه قل قل
اى آنكه جمال از رخ زيباى تو جزويست * غمهاى جهان جزو و غم عشق تو شد كُل
بر باد هوا باده مپيماى كه خواجو * از مل نشود بىخبر الّا به تأمل
607 [ باغبان گو برو و باد مپيما كز گل ]
ش
باغبان گو برو و باد مپيما كز گل * بدم سرد سحر باز نيايد بلبل
حبّذا بادهء گلرنگ بهنگام صبوح * از كف سروقدى گلرخ مشكين كاكل
در بهاران كه رساند خبر كبك درى * بجز از باد بهارى بدر خرگه گل