تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
شعر شورانگيز خواجو را كه بر دست آب قند * از شكرريزان پرشور سخن شيرين بپرس

536 [ اى مرغ خوش‌نوا چه فروبسته‌اى نفس ]

ش
اى مرغ خوش‌نوا چه فروبسته‌اى نفس * بركش ز طرف پرده‌سرا نالهء جرس چون نغمه‌ساز گلشن روحانيان توئى * خاموش تا به چند نشينى درين قفس تا كى درين مزابل سفلى كنى نزول * قانع مشو ز روضهء رضوان به خار و خس اهل خرد متابعت نفس كى كنند * شاه جهان چگونه شود بندهء عسس تنگ شكر بريزد ازين بوم شوره‌ناك * پرواز كن و گرنه به تنگ آئى از مگس در راه مهر نيست بجز سايه همنشين * در كوى عشق نيست بجز ناله هم‌نفس مستعجلى و روى بگردانده از طريق * مستسقيى و جان بلب آورده در ارس با برهمن مگو سخن شرع بعد ازين * و زاهر من مجو صفت عرش ازين سپس عمر عزيز چون بهوس صرف كرده‌اى * جان عزيز را مده آخر درين هوس آزاد باش و بندهء احساس كس مشو * كآزاده آن بود كه نگردد اسير كس خواجو ترا چو ناله به فرياد مىرسد * درياب خويش را و به فرياد خويش رس

537 [ نه مرا بر سر كوى تو بجز سايه جليس ]

ش
نه مرا بر سر كوى تو بجز سايه جليس * نه مرا در غم عشق تو بجز ناله انيس نزد خسرو نبود هيچ شكر جز شيرين * پيش رامين نبود هيچ گل الّا رخ ويس گرنه هدهد ز سبا مژدهء وصل آرد باز * كه رساند بسليمان خبرى از بلقيس مهرورزان چو جمال تو بها مىكردند * روى چون ماه ترا مشترى آمد برجيس پيش چين سر زلف تو نيرزد بجوى * نافهء مشك ختا گرچه متاعيست نفيس باغ دور از تو بر مدّعيان فردوسست * خار و خس برگ گل و لاله بود نزد خسيس بر سر كوى خرابات مغان خواجو را * كاسه آنگاه شود پر كه تهى گردد كيس