تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
قاتل مشتاق گو تيغ مكش در حرم * رهزن عشّاق گو چنگ مزن در حجاز دلبر شيرين‌سخن بيش نمايد عتاب * شاهد سيمين‌بدن بيش كند كبر و ناز يار چو غمخوار گشت غم چه بُود غمگسار * بنده چو محمود شد شاه كه باشد اياز صورت معنى كجا كشف شود بر خرد * عشق حقيقى كرا دست دهد در مجاز آن مه طوبى خرام گر بچمن بگذرد * سرو خرامان برد قامت او را نماز خواجو اگر عاشقى از همه آزاد باش * زانكه به آزادگى سرو بُود سرفراز

523 [ اى شده بر مه ز شبه مُهره‌ساز ]

ح
اى شده بر مه ز شبه مُهره‌ساز * با شبه‌ات مار سيه مهره‌باز جادوى هاروت‌وشت دل‌فريب * هندوى زنگىصفتت تركتاز بزم صبوحى ز قدح برفروز * رايت عشرت بچمن بر فراز وصل گل و بلبل و فصل بهار * زلف تو و ماه و شبان دراز شعله فروزان بفروزند شمع * پرده‌نوازان بنوازند ساز مرغ شد از نالهء من در خروش * شمع شد از آتش من در گداز باده‌پرستان شراب الست * مست مى لعل بتان طراز شاهد مستان شده دستان‌نماى * بلبل خوشخوان شده دستان‌نواز خادمهء پرده‌سرا عودسوز * مطربهء پرده‌سرا عود ساز مجلسيان محرم اسرار عشق * همنفسان غرقهء درياى راز خاطر خواجو و خيال حبيب * ديدهء محمود و جمال اياز

524 [ پيش عاقل نياز چيست نماز ]

س
پيش عاقل نياز چيست نماز * نزد عاشق نماز چيست نياز نغمه‌سازى به نالهء دلسوز * صبحدم مىزد اين غزل بر ساز كاى بدل پرده‌سوز شاهد روز * وى بجان پرده‌ساز مجلس راز اگرت بر سرست سايهء مهر * سايه‌اى بر سر سپهر انداز تا ترا عاقبت شود محمود * همچو محمود شو غلام اياز دل ديوانگى به مهر افروز * سر فرزانگى بعشق افراز