ميان او به كنارت كجا رسد خواجو * كزين ميان نتواند رسيد كس به كنار
495 [ منم ز مهر رخت روى كرده در ديوار ]
ح
منم ز مهر رخت روى كرده در ديوار * چو سايه بر رهت افتاده زير ديوار
نديم و همدمم از صبح تا به شب ناله * قرين و محرمم از شام تا سحر ديوار
ز به سكه روى به ديوار محنت آوردم * جدا نمىشودم يكدم از نظر ديوار
كدام يار كه او روى ما نگهدارد * چو آب ديدهء گوهرفشان مگر ديوار
كسى كه روى به ديوار غم نياوردى * كنون ز مهر تو آورد روى در ديوار
بسا كه راهنشينان پاى ديوارت * كنند غرقه به خونابهء جگر ديوار
چو زير بام تو آيند خستگان فراق * به آب ديده بشويند سربهسر ديوار
حديث صورت خوبان چنين مكن خواجو * كه پيش صورت او صورتند بر ديوار
496 [ اى خوشا وصل يار و فصل بهار ]
ح
اى خوشا وصل يار و فصل بهار * نغمهء بلبل و گل و گلزار
شب و شمع و شراب و نالهء چنگ * لب ساقى و جام نوشگوار
كاشكى گل نقاب بگشودى * تا بكندى ز غصّه ديدهء خار
گر برآرم فغان به صد دستان * گل صدبرگ را چه غم ز هزار
غم نبودى ز غم اگر ما را * شادى روى او شدى غمخوار
گرچه دينار نيكبختانراست * بندهء شاديند صد دينار
در ميان او فتادهام چو كمر * تا كى افتم از اين ميان به كنار
در خمارم چو چشمت اى ساقى * خيز و دفع خمار من زخم آر
ترك نقش و نگار كن كه شوى * محرم سرّ صنع نقش و نگار
گو برد سر كه جان خواجو را * سر يارست و جسم را سردار
بگذر از دار و قصّهء منصور * ليس فى الدار غيركم ديّار