تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
ميان او به كنارت كجا رسد خواجو * كزين ميان نتواند رسيد كس به كنار

495 [ منم ز مهر رخت روى كرده در ديوار ]

ح
منم ز مهر رخت روى كرده در ديوار * چو سايه بر رهت افتاده زير ديوار نديم و همدمم از صبح تا به شب ناله * قرين و محرمم از شام تا سحر ديوار ز به سكه روى به ديوار محنت آوردم * جدا نمىشودم يكدم از نظر ديوار كدام يار كه او روى ما نگهدارد * چو آب ديدهء گوهرفشان مگر ديوار كسى كه روى به ديوار غم نياوردى * كنون ز مهر تو آورد روى در ديوار بسا كه راه‌نشينان پاى ديوارت * كنند غرقه به خونابهء جگر ديوار چو زير بام تو آيند خستگان فراق * به آب ديده بشويند سربه‌سر ديوار حديث صورت خوبان چنين مكن خواجو * كه پيش صورت او صورتند بر ديوار

496 [ اى خوشا وصل يار و فصل بهار ]

ح
اى خوشا وصل يار و فصل بهار * نغمهء بلبل و گل و گلزار شب و شمع و شراب و نالهء چنگ * لب ساقى و جام نوش‌گوار كاشكى گل نقاب بگشودى * تا بكندى ز غصّه ديدهء خار گر برآرم فغان به صد دستان * گل صدبرگ را چه غم ز هزار غم نبودى ز غم اگر ما را * شادى روى او شدى غمخوار گرچه دينار نيك‌بختانراست * بندهء شاديند صد دينار در ميان او فتاده‌ام چو كمر * تا كى افتم از اين ميان به كنار در خمارم چو چشمت اى ساقى * خيز و دفع خمار من زخم آر ترك نقش و نگار كن كه شوى * محرم سرّ صنع نقش و نگار گو برد سر كه جان خواجو را * سر يارست و جسم را سردار بگذر از دار و قصّهء منصور * ليس فى الدار غيركم ديّار